[ تكبيرات نماز اوليا و اشاره به مراحل سير معنوى ابراهيم خليل اللّه عليه السّلام ]
و اما نماز اولياء - چنانچه سابق ذكر شد « 1 » - نقشهء تجلّيات است . پس چون قلوب صافيهء خود را شطر عالم غيب قرار دادند و مرآت ذات خود را متوجّه شمس حقيقى كردند ، به مناسبت قلوب آنها از حضرت غيب تجلى خاصى بر آنها شود ، و چون در اوّل امرْ تجلّى تقييدى است ، تكبيرى گويند - فَهُو اكْبَرُ مِنَ التَّجَلّىِ التَّقييديّ . پس ، آن را از حجابهاى نور شمارند و قلب خود را از آن منصرف كنند و با دستْ سرّ رفع حجاب قلبى را نمايش دهند . پس از رفع حجاب ، تجلّى ديگرى به قلب آنها شود كه از تجلّى اول ارفع و اعلاست ؛ پس تكبير گويند و رفع آن حجاب نمايند ، و همينطور حجب سبعه را رفع كنند تا وصول به منتهاى كرامت حاصل شود . پس ، چون تجلّى ذاتى بر قلوب آنها بىتقييد و حجاب شد ،
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
« 2 » گويند و وارد نماز شوند و خود را به تكبير احرام از هر خاطرى غير حق محروم كنند و هرچه جز دوست را بر خود حرام شمرند و توجّه به غير را پشت بر قبلهء حقيقى دانند و مبطل صلات شمارند و رجوع به انّيّت و انانيّتِ خود را از احداث قاطعهء نماز محسوب دارند ، و چون متمكّن به اين مقام شدند و مستقيم بر امر گرديدند فَقَدْ تَمَّ ميقاتُ الرَبّ « 3 » .
و اهل معرفت گويند آيهء شريفهء
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ . . .
« 4 » الى آخره اشارهء به
هامش
شيرينى عبادت دليل بر اين است كه خدا تو را ( در تكبيرت ) دروغگو دانسته و از درگاه خود رانده است » . ( المصنّفات الأربعة ، التنبيهات العليّة ، ص 46 )
( 1 ) - ر . ك : صفحهء 15 .
( 2 ) - « رو به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريد . . . » . ( الأنعام ( 6 ) : 79 )
( 3 ) - « همانا زمان وعدهء ديدار پروردگار كامل گشت » . ( برگرفته از آيهء 142 سورهء اعراف )
( 4 ) - « پس چون شب او را فرا گرفت . . . » . ( الأنعام ( 6 ) : 76 )