نامه [ به آقاى سيد محمد صادق روحانى ]
زمان : 19 شهريور 1348 / 27 جمادىالثانى 1389
مكان : نجف
موضوع : عمل به تكليف
مخاطب : روحانى ، سيد محمدصادق
27 ج 2 89
بسمه تعالى
به عرض عالى مىرساند ، مناسب بود تلگراف كنم لكن مىدانيد كه خداوند تعالى مقدر فرموده ماها از استفاده مراكز عمومى و ملى محروم باشيم و به همين نحو بهتر است .
از اينكه در مدت گرفتارى جزئى نقاهت داشتهايد متأثر بودهام و از دعا براى عموم و خصوص مخصوصين بحمداللَّه تعالى غافل نبودهام . اينك كه بحمداللَّه تعالى امد گرفتارى شما به سر رسيده است از خداوند متعال خواستارم كه اوضاع را به نحوى فرمايد كه تكرار نشود گرچه تكرار هم خيلى اشكال ندارد و شما كه اول نشاط جوانى را دارا هستيد بايد مجهز باشيد كه در آتيه مشكلات به حسب ظواهر بيشتر است مگر آنكه خداوند منان - جل اسمه - اصلاح فرمايد . به عقيده اينجانب اگر انسان به تكليف عمل كند با اخلاص ، چه نتيجه منظوره وصل شود و چه نشود بُرد نموده است . و
اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ . *
شما از دودمان پيغمبر اسلام - صلىاللَّه عليه و آله و سلم - هستيد و تاريخ گذشتگان اين سلسله جليله مشحون است از قيام به امر معروف و حبس و زجر و قتل در دنبالش . « پس چه نالم كى ز مردن كم شدم » . « 1 »
بحمداللَّه تعالى احترامات اين سلسله محفوظ است و خداوند تعالى عظمت معنوى و صورى براى آن خواسته است . قتل اين سلسله خاندانهايى را به هم زد .
وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ
. از سلامت خودتان مطلعم فرماييد .
والسلام عليكم
روحاللَّه الموسوى الخمينى
هامش
( 1 ) - اشاره است به بيتى از دفتر سوم مثنوى معنوى :مردم از حيوانى و آدم شدم * پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم