يك يا چند نفر شياد كه با آگاهى بر علوم اسلامى و جا زدن خود را در بين تودهها و قشرهاى مردم پاكدل و علاقهمند نمودن آنان را به خويش و ضربهء مهلك زدن به حوزههاى اسلامى و اسلام عزيز و كشور در موقع مناسب مىباشد . و مىدانيم كه قدرتهاى بزرگ چپاولگر در ميان جامعهها افرادى به صورتهاى مختلف از مليگراها و روشنفكران مصنوعى و روحانى نمايان كه اگر مجال يابند از همه پرخطرتر و آسيب رسانترند ذخيره دارند كه گاهى سى - چهل سال با مشى اسلامى و مقدس مآبى يا « پانايرانيسم » و وطنپرستى و حيلههاى ديگر ، با صبر و بردبارى در ميان ملتها زيست مىكنند و در موقع مناسب مأموريت خود را انجام مىدهند . و ملت عزيز ما در اين مدت كوتاه پس از پيروزى انقلاب نمونههايى از قبيل « مجاهد خلق » و « فدايى خلق » « 1 » و « تودهاى » ها « 2 » و ديگر عناوين ديدهاند ، و لازم است همه با هوشيارى اين قسم توطئه را خنثى نمايند و از همه لازمتر حوزههاى علميه است كه تنظيم و تصفيهء آن با مدرسين محترم و افاضل سابقهدار است با تأييد مراجع وقت . و شايد تز « نظم در بىنظمى » است از القائات شوم همين نقشهريزان و توطئه گران باشد .
در هر صورت وصيت اين جانب آن است كه در همهء اعصار خصوصاً در عصر حاضر كه نقشهها و توطئهها سرعت و قوّت گرفته است ، قيام براى نظام دادن به حوزهها لازم و ضرورى است ؛ كه علما و مدرسين و افاضل عظيم الشأن صرف وقت نموده و با برنامهء دقيق صحيح حوزهها را و خصوصاً حوزهء علميهء قم و ساير حوزههاى بزرگ و با اهميت را در اين مقطع از زمان از آسيب حفظ نمايند .
و لازم است علما و مدرسين محترم نگذارند در درسهايى كه مربوط به فقاهت است و حوزههاى فقهى و اصولى از طريقهء مشايخ معظم كه تنها راه براى حفظ فقه اسلامى است منحرف شوند ، و كوشش نمايند كه هر روز بر دقتها و بحث و نظرها و ابتكار و تحقيقها افزوده شود ؛ و فقه سنتى كه ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن اركان تحقيق و تدقيق است ، محفوظ بماند و
هامش
( 1 ) - « سازمان چريكهاى فدايى خلق »
سازمان كمونيستى چريكهاى فدايى خلق در سال 1349 ه . ش . توسط جوانانى كه از سياستهاى حزب توده وابسته به شوروى ناراضى بودند تشكيل گرديد و سلسله جبال البرز بخصوص جنگل سياهكل را به عنوان مركز عملياتى انتخاب و دست به تحريك روستاييان منطقه عليه رژيم زدند كه با تلاش رژيم شاه اين سازمان در اوايل سال 1354 و ماههاى ارديبهشت و خرداد 1355 شكست سختى را متحمل شد و از هم پاشيد . پس از اين شكست جز چند ترور و درگيرى با نيروهاى پليس فعاليتى از آنان ديده نشد . با آغاز انقلاب اسلامى ، و ايجاد فضاى مناسب ، سازمان دست به تجديد تشكيلات زد و از اوايل سال 1357 مبارزاتش را بر عليه ارتش و نيروهاى انقلابى افزايش داد . كه در مقايسه با امواج توفنده و خروشان مردم كه در سايهء رهنمودهاى پيشوا و منجى خويش ، حضرت امام خمينى ، پايههاى ستم را به لرزه درآورده بودند ، به حساب نمىآمدند . با پيروزى انقلاب اسلامى ، اين سازمان با وجود نداشتن پايگاه مردمى ، بر اصول و مرام وارداتى خود پاى مىفشرد لذا همگام با استكبار جهانى به ضديت با انقلاب اسلامى پرداخت و دست به ترور افرادى عادى و نيروهاى مذهبى زد ، با كشف پايگاهها و خانههاى تيمى آنان ، سازمان به دو شاخهء اقليت و اكثريت تقسيم شد . كه « اكثريت » هماهنگ با مواضع حزب توده ، اصل را بر مذاكرهء سياسى به جهت كسب وجهه قرار دادند و « اقليت » بر مبارزهء مسلحانه پاى فشرده و كردستان را جهت تداوم عمليات انتخاب كردند . سرانجام با تلاش پيشمرگان مسلمان كرد و نيروهاى مدافع انقلاب ، آنان منطقه را ترك و به خارج از كشور گريختند
( 2 ) - « حزب توده »
حزب توده در سال 1320 ه . ش . بر بقاياى حزب عدالت كه در سال 1299 ه . ش . پس از ورود ارتش سرخ به رشت ايجاد شده بود ، تشكيل گرديد . به دنبال سياستى كه قوام السلطنه براى تخليهء ايران در پيش گرفته بود سه وزير كمونيست وارد كابينهء او شدند . با خروج قواى روس و شكست فرقهء دموكرات آذربايجان و انشعابى كه در داخل حزب در سال 1326 ه . ش . روى داد عدهاى از اعضا ، تز استقلال حزب از شوروى را مطرح ساختند . در بهمن سال 1327 بدنبال سوء قصد به جان شاه ، كه ضارب تودهاى شناخته شد ، حكومت نظامى اعلام و اعضاى حزب دستگير و حزب غير قانونى و منحل گرديد . در سال 1328 ه . ش . حزب با اعلام ماركسيسم - لنينيسم به عنوان مرام حزبى ، رويّهء خود را كاملًا آشكار ساخت . با آغاز جنبش ملى شدن صنعت نفت حزب توده با دو جناح كيانورى - قاسمى شكل گرفت كه بعدها با سكوت در قبال كودتاى 28 مرداد 32 و فعاليتهاى پشت پرده نقش مهمى در سقوط مصدق داشت . در مرداد ماه 1333 با دستگيرى افسران شبكهء نظامى و ساير شبكههاى حزب توسط رژيم شاه ، عدهء زيادى ، از سوابق حزبى خود ابراز انزجار كردند و به همكارى با رژيم شاه و سازمان امنيت آن دست يازيدند . در دهمين كنگرهء حزب در اوايل دههء پنجاه ، حزب به تعريف و تمجيد از رژيم و رويگردانى از مبارزه پرداخت . در سالهاى 50 تا 56 ه . ش . كه روحانيت با شيوههاى نوينى مبارزه را آغاز كرده بود ، حزب به تجديد سازمان پرداخت و پس از پيروزى انقلاب اسلامى ، حزبْ پلنوم شانزدهم خود را در تهران برگزار و پشتيبانى خود را از جمهورى اسلامى اعلام كرد . هدف حزب پس از انقلاب اسلامى اين بود كه بتدريج جاى پايى در بين نيروهاى انقلابى باز كرده و در اركان اقتصادى و فرهنگى كشور نفوذ نمايند . سرانجام با دستگيرى رهبران و كادرهاى اصلى حزب توده ، سيل اعترافات و تنقرنامهها آغاز شد و با اعترافات طولانى و گستردهء افرادى چون كيانورى و طبرى به جاسوسى و تلاش جهت نابودى نظام ، ماهيت اين حزب بر همگان آشكار و به عمر سراسر خيانت 42 سالهء حزب توده در ايران پايان داده شد .