كنيم ، ملت ما بايد اين مطلب را باور كند كه اگر يك آن ، عنايات حق تعالى از عالم منصرف بشود ، معدوم مىشود عالم . عالم هست ، به پشتوانهء ارادهء حق تعالى . يك آن عنايت منصرف بشود ، تمام ملك و ملكوت معدوم مىشود . دائماً ارادهء حق است كه حفظ كرده است ، منتها ما جاهل هستيم ؛ نمىدانيم مطلب را و عمده آن است كه تمام رنجهايى كه بر بشر وارد مىشود ، از اين جهل است ؛ اين جهل اگر مرتفع بشود ، رنجها مرتفع مىشود . اگر ببيند انسان كه همهء كار از اوست ، ديگر رنجى در كار نيست . و اين يك مرتبهء نازلهء از اولياست و آنها مراتب ديگرى دارند كه اسم و رسمى ندارد .
بايد ما توجه كنيم به اينكه يك گوشهاى از دنيا هستيم ، يك جمعيت چند ميليونى كه نسبت به عالم آن قدر ما ضعيفيم ، كميم ، جمعيت كم است . و بايد ما در همان لحظهء اول با آن همه توطئههايى كه بود از بين رفته باشيم . آن كه ما را نگه داشت خدا بود نه ما . آن كه شكست داد قدرتهاى بزرگ را و شكست مىدهد قدرتهاى بزرگ را خداست . چنانچه آن كه قدرت مىدهد اوست . قدرتهاى بزرگ نمىدانند كه اين قدرت خداست و رنجشان از همين معناست .
و ما بايد اين معنا را باور كنيم كه ما از عنايت حق است كه از هيچ به اينجا رسيديم و از عنايات حق است كه ما توانستيم اين مملكت را - يعنى ملت توانست ، من كه چيزى نيستم - توانست اين ملت ، اين ملت را از زير يوغ ستمشاهى و بدتر از او ، يوغ آمريكا و شوروى و امثال اينها بيرون بياورد . سابقه ندارد كه يك ملتى سرپاى خودش بايستد و بگويد نه اين و نه آن ، اين سابقه ندارد . هر كس متكى به يك جايى است ، گرچه همهء اتكاها به خداست و خودشان نمىفهمند ؛ لكن در فهم خودشان هر كسى متكى به يك جايى است .
و ملت ما به حمد اللَّه با عنايت حق تعالى و عنايت اولياى خداى تبارك و تعالى كه به آنها ايمان داد ، به آنها قدرت داد ، اين ملت دست رد به سينهء همه زد و ايستاد و گفت استقلال را ما مىخواهيم ، آزادى را ما مىخواهيم . و اگر به همين وضع پيش برود ، مطمئن باشيد كه پرتوش همهء عالم را خواهد گرفت .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٧١