جهانخواران را بشكنند و با بصيرت و سياست چهرهء منور و پر اقتدار خود را آشكار سازند و در اين راستا ، دو چهرهها و روحانى نمايان و دين به دنيافروشان و قيل و قال كنندگان را از خود و از كسوت خود برانند و اجازه ندهند كه علماى سوء و تملق گويان ظلمه و ستمگران ، خود را به جاى پيشوايان و رهبران معنوى امتهاى اسلامى بر مردم تحميل كنند و از منزلت و موقعيت معنوى علماى اسلام سوء استفاده كنند . روحانيون متعهد اسلام بايد از خطر عظيمى كه از ناحيهء علماى مزور و سوء و آخوندهاى دربارى متوجه جوامع اسلامى شده است سخن بگويند ، چرا كه اين بيخبران هستند كه حكومت جابران و ظلم سران وابسته را توجيه و مظلومين را از استيفاى حقوق حقهء خود منع و در مواقع لزوم به تفسيق و كفر مبارزان و آزاديخواهان در راه خدا حكم مىدهند ، كه خداوند همهء ملتهاى اسلامى را از شرور و ظلمت اين نااهلان و دين فروشان نجات دهد .
و يكى از مسائل بسيار مهمى كه به عهدهء علما و فقها و روحانيت است ، مقابلهء جدى با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادى شرق و غرب و مبارزه با سياستهاى اقتصاد سرمايه دارى و اشتراكى در جامعه است ، هر چند كه اين بليه دامنگير همهء ملتهاى جهان گرديده است و عملًا بردگى جديدى بر همهء ملتها تحميل شده و اكثريت جوامع بشرى در زندگى روزمرهء خود به اربابان زر و زور پيوند خوردهاند و حق تصميمگيرى در مسائل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است و على رغم منابع سرشار طبيعت و سرزمينهاى حاصلخيز جهان و آبها و درياها و جنگلها و ذخاير ، به فقر و درماندگى گرفتار آمدهاند و كمونيستها و زراندوزان و سرمايه داران با ايجاد روابط گرم با جهانخواران ، حق حيات و ابتكار عمل را از عامهء مردم سلب كردهاند و با ايجاد مراكز انحصارى و چند مليتى ، عملًا نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همهء راههاى صدور و استخراج و توزيع و عرضه و تقاضا و حتى نرخ گذارى و بانكدارى را به خود منتهى نمودهاند و با القاى تفكرات و تحقيقات خود ساخته ، به تودههاى محروم باوراندهاند كه بايد تحت نفوذ ما زندگى كرده و الّا راهى براى ادامهء حيات پابرهنهها ، جز تن دادن به فقر باقى نمانده است و اين مقتضاى خلقت و جامعهء انسانى است كه اكثريت قريب به اتفاق گرسنگان در حسرت
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 339
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٣٩