مرزهايمان جارى مىكنند و همين گونه شد وقتى كه فرياد اسلامخواهى مردم كشور ما در 15 خرداد به گوش امريكا رسيد و وقتى كه براى اولين بار غرور امريكا و اقتدار و ابرقدرتىِ او در اعتراض به مصونيت كارگرانش در ايران شكسته شد و امريكا متوجه اقتدار و رهبرى علما و روحانيت اسلام و عزم جزم و ارادهء پولادين ملت ايران براى كسب آزادى و استقلال و رسيدن به نظام عدل اسلامى گرديد ، به نوكر بىاراده و وطن فروش و فرومايهء خود ، محمد رضا خان دستور داد كه صداى اسلامخواهى ملت ما را خاموش كند و از او پيمان گرفت تا همهء افرادى كه در برابر امريكا قد علم كردهاند را نابود كند و همه ديديم كه اين خائنان و سرسپردگان در اين مأموريت شوم لحظهاى درنگ ننمودند و به نام مأموريت و آزادى و رسيدن به دروازهء تمدن بزرگ ، از كشتههاى اين ملت پشتهها ساختند و در و ديوار كشور ما را از فيضيه گرفته تا دانشگاه و از دانشگاه تا كوچه و بازار و خيابان و از خيابان تا مسجد و محراب به خون عزيزان و جوانان تكبير گوى پيرو خدا و رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - را رنگين كردند و در شرايطى كه جلادان رژيم ستمشاهى پر و بال و برگ و شاخهء شجرهء طيبهء آزادى را مىشكستند ، همهء جهانخواران در يك اقدام هماهنگ تبليغاتى و بين المللى شاه را متمدن و مترقى ، و آزادى طلبان و مسلمانان را مرتجع و خواستههاى اسلامى آنان را ارتجاع سياه معرفى كردند و در ادامهء همان سياست سركوب بود كه در كربلاى خونرنگ ايران جنايات يزيديان را دهها بار در عاشوراها و تاسوعاها تكرار نمودند و مملكت ما را به جزيرهء آرام و ثبات امريكا و به قبرستان و خرابهء اين ملت مبدل ساختند كه من در روز ورود به كشور عزيز ايران در بهشت زهرا گفتم كه شاه مملكت ما را ويران و قبرستانهاى آن را آباد نمود و الآن نيز همان سخن را تكرار مىكنم كه شاه كشور ما را ويران و قبرستانها را آباد كرد ولى شاه كه بود و به دستور چه كسى عمل مىكرد ؟ كه اگر او به تنهايى و به فكر فاسد و تبهكار خود عمل مىكرد چه بسا قضايا بعد از رفتن او خاتمه مىيافت . ولى چه كسى است كه نداند شاه نوكر و مأمور امريكا و تمامى شهيدان و عزيزان ما ، خونبها و قربانيانى بودند كه به خاطر آزادى از آنان گرفته شد و كار او مأموريتى بوده است كه براى اربابان
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٢٣