تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
زمين را بيان كرده با صراحت . جبال را فرموده مثل ابرها حركت مىكنند « 1 » خيال نكنيد كه اينها جامدند ، منتها چون سابق هيئت بطلميوس « 2 » غلبه داشته است ، بعضى از آقايان اين را تعبير كرده‌اند به حركت جوهرى و حال آنكه حركت جوهرى حركتش مثل حركت سحاب نيست ؛ هيچ ربطى به او ندارد . و همين طور در بسيارى از جاها قرآن شريف مسائلى فرموده‌اند كه در سابق نبوده است نظيرش ؛ اصلش نبوده است . از اين جهت ، ما بايد عمدهء توجهمان به عرفان اسلامى باشد . اگر ملاحظه فرموده باشيد در آيات شريفه‌اى كه مربوط به معنويات و عرفان و - عرض مىكنم كه - سلوك و اين طور چيزهاست ، در هيچ كتابى نظير قرآن نيست و هيچ كتابى سابقه ندارد كه اين طور عرفان داشته باشد ؛ اين طور فلسفه داشته باشد . منتها از باب اينكه ما عقب بوديم و عقب هم هستيم ، نمىتوانيم اين طورى كه قرآن شريف فرموده است ، ما هم بتوانيم آن طور بگوييم . همين قدر مىدانيم كه بايد ما همّمان را صرف كنيم تا آن قدرى كه استعداد داريم ، قدرت داريم تا آن اندازه ما معارف اسلامى را به مردم بفهمانيم . معارف اسلامى بسيار غنى است ؛ بسيار بزرگ است و بايد اين را فهماند . مثلًا در عين حالى كه توجه به ماديات نبوده است و عمده نظر روى معنويات است ، مع ذلك ، بر خلاف هيئت بطلميوس ، قرآن مىگويد كه تمام ستاره‌ها در آسمان پايين واقع شدند . در صورتى كه هيئت سابق اين طور نمىگفتند هر چه ستاره هست در آسمان پايين است و « سبع سماوات » از اينجا معلوم مىشود كه غير آن سبع سماواتى است كه بطلميوسيها گفته‌اند . آنها مىگويند كه هفت آسمان يكىاش كرهء كذا دارد ، يكى كرهء كذا ، يكى كرهء كذا و آن آخريش عبارت از آنى است كه ستاره‌ها را دارند . قرآن مىگويد كه نجوم در دنياى آسمانها واقع شده است ، تمام نجوم اين طور است . بنا بر اين ، آن چيزى كه ماوراى
هامش
( 1 ) - اشاره است به آيهء 88 سورهء نَمْل ( 2 ) - منجّم و رياضيدان باستان كه زمين را ثابت و ساير كُرات را به گرد آن در گردش مىدانست و علم هيئتى كه بر اين اساس بنا شده بود به « هيئت بطلميوسى » مشهور شده بود .