پيغمبر است ، و الّا ايشان به خودش نمىتوانست اين كار را بكند . نه تحصيلاتى داشت ، حتى نوشتن را هم نمىدانست . مسائل ، يك مسائل بزرگى است كه ما نمىتوانيم در اطرافش صحبت كنيم و كشف هم نشده است ؛ براى خود ايشان است و كسانى كه خاص الخاص ايشان هستند . مسائل اجتماعى در اسلام - مىدانيد كه - هست ؛ همه جور مسائل هست و به درجهء اعلا هست كه از عهدهء يك نفر آدمى كه در آن محيط زندگى كرده است و يا در هر محيطى [ برنمىآيد كه ] يك نفر آدم بتواند اين طور در دنيا همه چيز را بيابد كه مطابق عقل حالا باشد و آينده . اين يك امر اعجاز است ؛ غير از اعجاز چيز ديگر نمىتواند باشد .
ما هم بايد از قضيهء بعثت و آن بركات بعثت كه حاصل شده است [ استفاده كنيم ، ] با اينكه آنى كه پيغمبر مىخواست حاصل نشده است حالا و بعدها هم حاصل نخواهد شد آن مسائلى كه او مىخواست ، كه مىخواهد مردم چه بشوند ، نه در زمان خودشان شد و نه بعد شد . و گرچه بعضى آخوندهاى دربارى مىگويند كه فلانى گفته است كه پيغمبر نتوانست ، بله ، من عرض مىكنم پيغمبر نتوانست ! اگر توانسته بود ، تو آخوند دربارى حالا نبودى . همه مىدانيم كه در زمان پيغمبر ، وضع جورى بود كه پيغمبر حتى احكامى [ را ] كه مىخواست بگويد ، تقيه مىكرد حضرت ؛ مسائلى كه مىخواست بگويد حضرت ، ملاحظه مىكرد و موفق نشد پيغمبر به آن چيزى كه مىخواست ، آن چيزى كه دلخواهش بود بعث كرد . همه چيز گفت ، در رساندن مطلب هيچ قصورى نبود ، اما در فهماندن مردم ، آشنا كردن مردم به مسائل ، يك مسألهاى نبود كه از عهدهء كسى برآيد . و لهذا ، مىبينيد فساد در آن وقت بود و حالا هم هست و تا آخر هم خواهد بود . بله ، در زمان حضرت صاحب - سلام اللَّه عليه - حكومت واحد مىشود . قدرت حكومت . . . عدالت ، يك عدالت اجتماعى در همهء عالم مىآيد ، اما نه اينكه انسانها بشوند يك انسان ديگر . انسانها همانها هستند كه يك دستهشان خوباند ، يك [ دسته ] بد . منتها آنهايى كه بد هستند ، ديگر نمىتوانند كه كارهاى خلاف بكنند . در هر صورت ، مسئلهء بعثت مسألهاى نيست كه ما حالا بتوانيم در اطرافش صحبت كنيم .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 240
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٤٠