آن ور هم همين طور است ، وقتى انسان در قلبش دشمنى يا مخالفت با يك كسى داشت يا با جمعى داشت ، هر چه خوبى ببيند ، بدى مىبيند ، اصلًا خوبيها محو مىشود . من به همهء اشخاصى كه قلم در دستشان است ، زبان گويا دارند ، مىخواهم سفارش كنم كه متوجه باشند كه قلم آنها ، زبان آنها در حضور خداست ، فردا مؤاخذه دارد ، صحبت سر دولت و رياست جمهورى و اينها نيست ، صحبت سر نظام است ، نظام اسلام است ؛ آقاى خامنهاى - سلَّمه اللَّه - باشند رئيس جمهور يا يك كس ديگر ، آقاى موسوى نخست وزير باشند يا يك كس ديگرى ، اين مطرح نيست ، مطرح نظام جمهورى اسلامى است ، ما مكلفيم به حفظ او ، همهء نويسندهها مكلفاند به حفظ نظام . وقتى كه انسان - فرض كنيد - از يك كسى گله دارد يا مىبيند نقيصهاى در كار هست ، اين نصيحت مىتواند بكند و بايد بكند ، اما لسان نصيحت غير لسان لجن كردن و ضايع كردن است . من راجع به افراد هم عقيدهام هست - يعنى شارع هم همين طور است ، ما تابع او هستيم - كه اگر انسان يك مسلمانى را براى خاطر هواى نفسش لگدمال كند ، اين در آن دنيا شايد مجازاتش بدترين مجازات باشد و در اين دنيا هم موفق نخواهد شد . ما لسانمان بايد لسان نصيحت باشد و انسان مىبيند كه گاهى وقتها لسانها لسان نصيحت نيست ، قلمها ، قلمهاى نصيحت نيست .
مطرح دولت نيست ، مطرح جمهورى اسلامى است . گاهى وقتها انسان مىبيند كه به واسطهء يك قلمى ، به واسطهء يك نوشتهاى ممكن است كه در بازار يك مطلبى واقع بشود ، يك زيادى قيمتى بشود ، يك كسر قيمتى بشود ، اين طور چيزها ، اين كسى كه قلم دستش مىگيرد بايد توجه به اين معنا بكند كه مسأله ، مسئلهء فرد نيست ، مسئلهء اسلام است و نظام اسلامى و ما مكلفيم اين نظام را حفظ كنيم . همچو نباشد كه وقتى قلم دستمان آمد ، اگر من با آقاى نخست وزير مخالفم يا با آقاى خامنهاى مخالفم ، ديگر فكر اين نباشم كه قلمم كجا مىرود ، هر جا رفت بنويسم ، هر چه شد بكنم . اين در حضور خداست ، در حضور ملائكة اللَّه است ، ثبت مىشود اينها . و ممكن است كه اشخاص هم خوب باشند ، اما اين چيزهايى كه در نفس انسان است نمىتواند انسان به اين زودى بر آن مكايد شيطان و مكايد نفس اماره تسلط پيدا كند ، انبيا هم دنبال اين بودند كه يك وقت - خداى
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: السيد الخميني
ص١٢٧