آورند . و بالاخره هر طايفهاى از علماى اعلام و دانشمندان معظم به بعدى از ابعاد الهى اين كتاب مقدس دامن به كمر زده و قلم به دست گرفته و آرزوى عاشقان قرآن را برآورند و در ابعاد سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى ، نظامى ، فرهنگى و جنگ و صلح قرآن وقت صرف فرمايند تا معلوم شود اين كتاب سرچشمهء همه چيز است ؛ از عرفان و فلسفه تا ادب و سياست ، تا بيخبران نگويند عرفان و فلسفه بافتهها و تخيلاتى بيش نيست و رياضت و سير و سلوك كار درويشان قلندر است ، يا اسلام به سياست و حكومت و ادارهء كشور چه كار دارد كه اين كار سلاطين و رؤساى جمهور و اهل دنياست . يا اسلام دين صلح و سازش است و حتى از جنگ و جدال با ستمكاران برى است . و به سر قرآن آن آورند كه كليساى جاهل و سياستمداران بازيگر به سر دين مسيح عظيم الشأن آوردند .
هان اى حوزههاى علميه و دانشگاههاى اهل تحقيق ! بپاخيزيد و قرآن كريم را از شرّ جاهلان مُتنسِّك و عالمان متهتك « 1 » كه از روى علم و عمد به قرآن و اسلام تاخته و مىتازند ، نجات دهيد . و اين جانب از روى جِد ، نه تعارف معمولى ، مىگويم از عمر به باد رفتهء خود در راه اشتباه و جهالت تأسف دارم . و شما اى فرزندان برومند اسلام ! حوزهها و دانشگاهها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسيار مختلف آن بيدار كنيد . تدريس قرآن در هر رشتهاى از آن را مَحطّ نظر « 2 » و مقصد اعلاى خود قرار دهيد . مبادا خداى ناخواسته در آخر عمر كه ضعف پيرى بر شما هجوم كرد از كردهها پشيمان و تأسف بر ايام جوانى بخوريد همچون نويسنده .
3 - بايد بدانيم حكمت آنكه اين كتاب جاويد ابدى كه براى راهنمايى بشر به هر رنگ و مليت و در هر قطب و قطر ، « 3 » تا قيام ساعت نازل گرديده است ، آن است كه مسائل مهم حياتى را چه در معنويات و چه در نظام ملكى زنده نگه دارد و بفهماند كه مسائل اين كتاب براى يك عصر و يك ناحيه نيست . و گمان نشود قصه ابراهيم و موسى و محمد -
هامش
( 1 ) - جاهلان زاهدنما و عالمان پرده در ( و بىتقوا )
( 2 ) - مورد توجه ؛ منظور نظر
( 3 ) - اقليم ؛ ناحيه .