است و قدرت ؟ انقلابى كه در ايران واقع شد ، قبل از انقلاب مهم كه كوبنده بود ، يك انقلابى در باطن مردم حاصل شد . آن انقلاب گرايش اقشار ملت به اسلامى كه تا اين عصر خصوصاً ، در اين سدههاى آخر به طاق نسيان سپرده شده بود و از اسلام جز يك آداب خشك كه هيچ به حال ديگران ضررى نداشت و هيچ در فكر ملتها نبودند ، همين باقى مانده بود . اين ملت به خواست خداى تبارك و تعالى و با عنايات خاصهء او ، اول منقلب شد در معنويات . جوانها از آن حال سابق برگشتند به يك حال اسلامى و فهميدند كه اسلام چه بايد باشد و چه بايد بكند ، دنبال او آن انقلاب حاصل شد . اگر آن مسأله حاصل نشده بود ، انقلاب اينجا هم مثل يكى از انقلابهاى ديگرى بود كه حالشان را مىبينيد و ديديد . آن چيزى كه در اينجا حاصل شد و بايد او را جزء معجزات ، ما حساب بكنيم ، همان انقلاب درونى اين ملت بود . انقلاب درونى اين ملت موجب شد كه اين انقلاب پيدا شد و همان انقلاب درونى آنها و شناخت آنها از اسلام و توجه آنها به خداى تبارك و تعالى موجب شد كه در تمام اين دورهاى كه ما در آن هستيم ، از اوّلى كه قيام شد و بعد به انقلاب مبدل شد و بعد پيروز شد و تا الآن ، روز به روز مىبينيد كه حضور ملت و تعهد ملت رو به افزايش است . اين نه براى انقلاب است ، براى انقلاب درونى است . انقلاب همه جا بوده است ، بسيارى از جاها بوده است ، اين انقلاب درونى است كه پيدا شد در اين كشور و در اين مملكت و نيست الّا به عنايات خداى تبارك و تعالى . ما از خود چيزى نداريم ، هر چه بود عنايات او بود كه اين عنايات موجب شد كه اين انقلاب باطنى پيدا بشود و از آن حالتى كه همهء خود ملت ما مىدانند در سابق بود ، به اين حالت كه حالا مىبينند متحول شده است . اين موجب شد كه انقلاب پيروز شد .
پيروزى را ما بايد از انقلاب درونى مردم جستجو كنيم و تا اين معنا حاصل نشود انقلابها يك انقلابهاى تحويل قدرت از او به قدرت ديگر است و وضع براى ملت همان جور كه بوده ، مىباشد .
عنايت خداوند در تحول معنوى مردم ايران
اين آقايانى كه از خارج آمدند و من از آنها تشكر مىكنم ، ملاحظه كنند در كجاى دنيا