معرفت اللَّه داشته باشند ، مىخواهند همهء مردم سعادت داشته باشند . وقتى مىبينند كه اين مردم دارند رو به جهنم مىروند ، آنها افسوسش را مىخورند ، در قرآن هم اشارهاى به اين هست ،
فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ
« 1 » اينكه اينها مؤمن نشدند . مسأله اين است كه همه دنبال اين بودند كه مردم را آشنا كنند با خدا .
قرآن كريم ، مبدأ تمام معارف و مركز عرفانها
آن طورى كه مىبينيد كه در ادعيه ائمهء ما واقع شده است ، در دعاى كميل شما ملاحظه كنيد كه چى مىگويد حضرت امير ، عرض مىكند كه خوب ، بر فرض اينكه من آتش را تحمل كردم اما فراق تو را چطور تحمل كنم ؟ اينها چى مىگفتند ! در دعاى مناجات شعبانيه چه حرفهايى هست ؟ مقاصد انبيا در ادعيهاى كه از ائمه - عليهم السلام - وارد شده است اشارات به آن هست زياد . قرآن كريم اشارات بسيار لطيفى دارد ، لكن چون براى عموم وارد شده است به يك صورتى گفته است كه هم خواص از آن ادراك مىكنند ، هم عموم از آن ادراك مىكنند . قرآن كريم مركز همه عرفانهاست ، مبدأ همهء معرفتهاست ، لكن فهمش مشكل است . آنهايى فهميدند كه « مَنْ خُوطِبَ بِه » « 2 » بودند و كسانى كه متصل به رسول خدا بودند ، آنها مىدانند قضيه چى است ، آنها مقاصد انبيا را مىدانند چى هست ، مقصد را مىدانند چى است . ما دوريم از آن و مهجور ، لكن خوب ، عنايات حق تعالى زياد است . از ما مهجورها هم اين قدرى كه ازمان مىآيد قبول مىكنند ، لكن بايد ما اين قدرى كه ازمان مىآيد دنبالش برويم ؛ در عمل ، در علم و در اخلاق و در ساير چيزها ، و اگر همين قدر هم برويم خوب ، جنات عدن هست ، جنات هست . لكن آنى كه مقصد انبيا بود ، جنات هم بود ، چيز ديگرى ماوراى اينها بود ، بهشت هم نبود ، خوف جهنم هم نبود ، عشق به بهشت هم نبود ، يك مسئلهء ديگرى فوق اين مسائل بود . خوب ، دست ما از آن كوتاه است . اما ما كه اهل همين مسائل هستيم اگر
هامش
( 1 ) - سوره كهف ، آيهء 6 : « اى رسول ، نزديك است كه اگر امت تو ، به قرآن ايمان نياورند جان عزيزت را از شدت حزن و تأسف بر آنان هلاك سازى »
( 2 ) - كسى كه مورد خطاب واقع شده است .