و تعالى مسئول است و اگر چنانچه زياده روى بكند ، اين هم همين طور . ميزان ، احكام اسلام است . در اجراى حدود ، نبايد از آن حدودى كه حق تعالى فرموده است ، پايينتر عمل بشود و نبايد زيادتر . حتى آن كسى را كه الآن محكوم به قتل شده است و دارند مىبرندش در جايى كه او را بكشند ، هيچ كس حق ندارد حتى يك كلمهء درشت به او بگويد ؛ اجراى حكم خداست . اگر كسى يك سيلى به او زد ، او حق دارد در همان جا ، يك سيلى برگرداند و بايد هم ديگران كمك كنند تا او قصاص بكند . اگر يك درشتى كرد ، آن كسى كه درشتى كرده است تعزير لازم دارد ، بايد قوهء قضاييه تعزير كند او را .
از آن طرف هم اگر كسى تقصير بكند در اين ، يك كسى كه مستحق هفتاد - مثلًا - شلاق است ، شصت تا بزند ، اين هم تقصيرى است كه در حكم خدا شده است و خيال نكند كه اين يك رحمتى است ، بلكه اين يك امرى است كه معصيت خداست . اجراى حدود به آن طورى كه خداى تبارك و تعالى فرموده است ، بايد بشود . اين كه انسان ترحم كند به يك كسى كه بايد حد به او جارى بشود ، حد را جارى نكند يا كم جارى كند ، اين عصيان است ، بلكه به خود آن آدم هم لطمه وارد مىشود ، به خود ملت هم لطمه وارد مىشود . اين حدود همان طورى كه تربيت مىكند اشخاص را ، ملت را هم مىرساند به جايى كه اين طور فسادها در او كم بشود . اگر چنانچه يك حدى جارى بشود ، اين حدى كه جارى مىشود ، هم تربيت مىكند آن كسى [ را ] كه حد خورده است و هم براى ملت خوب است ؛
فِي الْقِصاصِ حَياةٌ
« 1 » .
زنده وقتى هستيم كه همهء موازين الهيه را عمل بكنيم و وقتى مىتوانيم با قدرتهاى بزرگ مقابله كنيم و آسيبپذير نباشيم كه متعهد به اسلام ، متعهد به احكام اسلام باشيم .
قضات وقتى مىتوانند قاضى باشند كه در قضاوت ، هم در جهت حكم و هم در جهت دستور به اين كه بايد چه بشود ، هيچ تقصير و قصورى نكنند ، نه غلو كنند ، نه تقصير بكنند .
بنا بر اين ، يكى از مهمات است كه بايد ملاحظه بشود و ان شاء اللَّه كه ملاحظه مىشود . و من
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 179 : « در قصاص كردن ، زندگى است » .