تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥

نامه [ به آقاى سعيدپور سراج ( پاسخ به درخواست اعزام ايشان به خطوط مقدم جبهه ) ]

زمان : 11 ارديبهشت 1363 / 29 رجب 1404 مكان : تهران ، جماران موضوع : درخواست اعزام به خطوط مقدم جبهه مخاطب : پورسراج ، سعيد [ بسم اللَّه الرحمن الرحيم . حضور محترم زعيم عاليقدر و رهبر كبير انقلاب اسلامى و ناخداى كشتى محرومان ، حضرت امام خمينى - مد ظله العالى . امام عزيز اين جانب ، سعيد پورسراج ، فرزند كاظم ، ساكن شهر شوشتر ، يك مسأله‌اى را خواستم مطرح كنم . اميد است كه جواب بفرماييد . و با عرض پوزش از اينكه وقت مبارك و گرانبهاى شما را مىگيرم . امام عزيز من در حدود 19 سال است در خانواده‌اى مذهبى زندگى مىكنم . از ابتداى جنگ ، اگر خداوند ان شاء اللَّه قبول كند ، چند نوبت در جبهه‌هاى حق شركت كرده ؛ تا آخرين بار در عمليات « و الفجر مقدماتى » پاى چپم از زير زانو قطع گرديد . اما از آنجا كه در طول مدت اين جنگ دوستان زيادى را از دست داده‌ام و عشق جبهه رفتن من را تا حالا آرام نمىگذارد ، مدتى پيش به هر نحو كه بود براى دعاخوانى به جبهه اعزام شدم ؛ ولى هر چه خواهش كردم كه با برادران به خط مقدم و عمليات بروم ، برادران اجازه ندادند . و حالا ديگر از ناراحتى طاقتم دارد به سر مىرود . و مىخواهم اين مسأله را از شما ، جناب فرماندهء كل قوا ، مطرح كنم . و تنها ناراحتى من اين است كه مىبينم هر روز يكى از دوستانم شهيد مىشود ؛ و با اين همه دوست از دست دادن ، مىترسم نكند من در شهر و يا در بستر بميرم . و خيلى عشق به شهادت دارم و تلاش مىكنم كه به دوستانم ان شاء اللَّه ملحق شوم . اميدوارم كه جواب مصلحت را بفرماييد . ضمناً اماما ، اگر خط مقدم به صورت پدافندى باشد و كارى از من ساخته باشد ، مىتوانم شركت كنم . و اگر شركت كنم و مثلًا كشته شوم ، آيا ان شاء اللَّه شهيد هستم يا نه . در آخر اميد آن دارم كه با دستخط مبارك خودتان به طور خلاصه جواب دهيد . و ان شاء اللَّه ما را حتماً در جواب نامه نصيحت