است كه اين عمل را به آنجا مىرساند كه « لا يُوازِى عِبادَةَ الثَّقَلَيْن » « 1 » انگيزهء عمل است كه چند تا قرص نان جو را كه اهل بيت - عليهم السلام - به فقير و اسير و چه مىدهند در قرآن چند آيه براى او مىآيد . « 2 » آن چيزى كه هست اين است كه انگيزهء عمل الهى است ، وقتى الهى شد جبرانش الهى است . شما جوانهاى عزيزى كه الآن براى اسلام داريد خدمت مىكنيد ، و مطمئن باشيد كه ارزش بسيار زياد داريد شما ، توجه به روحيات خودتان بكنيد كه نبادا در اين امر شيطان دخالت بكند . قدرت دستتان هست ، نبادا كه اين قدرت را اعمال بكنيد در يك جايى بر خلاف . مراقبت كنيد از خودتان . مواظبت كنيد از خودتان . اينكه من عرض مىكنم ، مخصوص به شما نيست ، همه ما بايد اين مطلب را در نظر داشته باشيم .
همهء ملت ما ، همهء انسانها بايد توجه به اين معنا داشته باشند كه قدرت را به جاى خودش اعمال كنند . انبيا قدرتشان را به محل خودش انجام مىدادند . حضرت موسى عصايش را مىبرد با فرعون مقابله مىكرد ، با ديگران با آن محبت بود . پيغمبر اكرم قدرت خودشان را براى سركوبى اشخاصى كه از جهات آدميت خارج شدهاند ، از مرز انسانيت خارج شدهاند و مردم را دارند به تباهى مىكشند اعمال مىكرد . قدرتها بايد اعمال اگر شد براى جلوگيرى از فساد باشد نه خودش فساد بياورد .
فرق ما بين شما عزيزان و آن اشخاصى كه در جبههها جنگ مىكنند ، با آنهايى كه در مقابل شما هستند ، صورت عمل كه يك صورت است ، آنها مىكشند شما هم مىكشيد ، اما كشتن شما يك عمل عبادى است و كشتن آنها يك عمل جنايى است . اين روى انگيزهاى است كه هست ، روى معنايى است كه اين دو عمل دارند ، نه روى صورت عمل است . شما براى خدا جهاد مىكنيد ، آنها براى شيطان جهاد مىكنند . آنها تبع شيطان هستند و شما تبع خدا هستيد . اين فاصله ما بين اين دو امر است . توجه كنيد كه اين محفوظ بماند .
هامش
( 1 ) - « با عبادت جن و انس برابرى نمىكند »
( 2 ) - اشاره است به آيهء 8 ، از سوره دهر