موشكهايى كه قدرتهاى بزرگ به او دادند ، قدرت امريكا و شوروى به او دادند ، او را از دور بيندازد و خانههاى مظلومين را به سر خود و بچههاشان خراب كند ، و رجزخوانى كند كه ما چه كرديم و چه كرديم ، چقدر كشتيم . اين رجزخوانى ندارد كه يك دسته مظلومى كه ، زن و بچهاى كه در خانههاى خودشان خوابيدهاند ، شما با موشكى كه از خارج ايران مىاندازيد آنها را بكشيد . از آن طرف هم عربده مىكشد كه خاك عراق هيچ از دست نرفته و يك وجبش ايرانيها وارد نشدند ، در صورتى كه 700 كيلومترش را الآن وارد شدهاند و ان شاء اللَّه بعدها هم اميد است كه تتميم بشود . و من بايد از اين جوانهاى عزيزى كه جان خودشان را در دست گرفتهاند و براى اسلام در اين جبههها فعاليت مىكنند ، اين قواى مسلحهء ما از هر طايفهاى كه هستند ، و اين جهاد سازندگى كه آنها هم بسيار فعاليت مىكنند ، من بايد از آنها تشكر كنم . و انصافاً ما رهين منت براى آنها هستيم كه آنها دارند در جبههها با آن وضعى كه هست فعاليت مىكنند ، و براى شما پيروزى مىآفرينند ، سرفرازى مىآفرينند .
مدال شجاعت بخاطر شكست
و ما در عين حالى كه الآن بسيارى از شهرهاى آنجا زير نظر ما هست ، و رزمندگان ما مىتوانند آنها را بمباران كنند ، ابداً همچو كارى نكردند و نبايد هم بكنند ، براى اينكه مردم شهرها گناهى ندارند . ما در جنگ بايد جلوى او را بگيريم ، در جنگ بايد صدمات را به او وارد بكنيم و او را محطوم « 1 » بكنيم و محكوم بكنيم و معدوم بكنيم ان شاء اللَّه و من اميدوارم كه اين جنگ ديگر همين روزهاى آخرش باشد ان شاء اللَّه . اين رژيم ساقط بشود و كشور عراق به دست خود ملت عراق اداره بشود ، و به وجهش اسلامى و شايسته براى اسلام اداره بشود .
و از مطالبى كه امروز به من اطلاع دادند اين بود كه صدام به يكى از فرماندهان خودش كه در جبهه گفته است يك پيروزيى انجام داده است مدال داده است و اين دأب
هامش
( 1 ) - محطوم : كوبيده شده ؛ لِه شده ؛ از بين رفته .