تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
خاطر توده‌ايها و براى خاطر شوروى و بر ضد مصالح اسلام و كشور مشغول تبليغات سوء هستند ، و به نظر مىرسد كه امروز هر دو دسته ، دستهء سابق كه ضربهء آن عزيزان پاسدار را خوردند ، و دستهء ديگرى كه ضربهء اين دسته از عزيزان پاسدار را خوردند ، دست به هم داده‌اند تا شيطنت خودشان را ادامه بدهند . من بايد به هر دو دسته هشدار بدهم كه دست از اين شيطنتها برداريد . امروز نغمهء اينكه براى ايران ، دولت ايران هيچ كارى نكرده است و مستكبر مستكبرتر شده است و مستضعف مستضعفتر ، اين نغمهء شوم را كه بايد از دهن امريكا و از دهن شوروى خارج بشود ، اينهايى كه در ايران خودشان را مسلم مىدانند ، اينها اين نغمه را از گلوهاى خودشان بيرون بيندازند . البته يك دسته هستند فضول و شيطان كه از اسلام ضربه ديده‌اند ، و آنها ارباب بزرگ خودشان را از دست داده‌اند ، و اينها هم اخيراً ارباب بزرگشان را از دست داده‌اند ، اينها براى خاطر اينكه اربابها از دستشان رفته است شيطنت مىكنند ، و همينها وادار مىكنند يك دسته ساده لوح را كه بيغرض هستند ، اينها را وادار مىكنند تبليغات مىكنند ، و آنها هم هرجا يك اجتماعى به دستشان برسد ، در نماز جمعه مثلًا اگر يك وقت دستشان برسد ، در مجلس اگر يك وقتى تريبون به دستشان بيايد ، همان حرفهايى را كه بايد از حلقوم امريكا و شوروى بيرون بيايد كه براى اين ملت هيچ كارى نشده است ، همان مطلب از حلقوم اين بيچاره‌ها بيرون مىآيد . يك دسته گولخورده و يك دسته شيطان ، يك دسته كه مىخواهند جمهورى اسلامى نباشد هر چه مىخواهد باشد ، آن مىگويد شوروى باشد و كمونيسم ، آن مىگويد امريكا باشد و غرب ؛ و اين دو دسته كه به نظر مىرسد با هم تفاهم كرده‌اند ، يك اشخاص ساده لوح را چه در مجلس و چه در خارج مجلس وادار مىكنند كه مسائلى را طرح بكنند كه هر چه بيشتر ملت ايران را مأيوس كنند . شما برادرانى كه چهار سال است داريد براى اين مردم خدمت مىكنيد ، و خدمتهايى كه شما براى اين ملت كرده‌ايد در طول تاريخ شاهنشاهى نشده است . آنها همه خدمتشان را براى كاخ‌نشينان كرده‌اند و شما خدمتتان را براى كوخ‌نشينان ، اينها را در نظر نمىآورند . پاسدارهايى كه اين همه خدمت در جبهه‌ها كرده‌اند و در خارج جبهه‌ها كرده‌اند ، و اين طور دست منافقين را از اين كشور
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 446 | السيد الخميني