نديديم . اين طور كه يك ميليون ، يك ميليون مىريختند دريا ، ما نداديم اين طور چيزها را و آن هم براى همين بود كه مردم در كار بودند ، اسلام در كار بود ، اين مردم يك راز رساندند . من اين حديثى كه وارد شده ، گاهى وقتها به اين ، همين امثال محمد رضا حمل مىكنم كه
لا يَزالُ يُؤَيَّدُ هذَا الدّينُ بِالرَّجُلِ الْفاجِر « 1 »
اين رجل فاجر وقتى كه كار را رساند به آنجا ، يك دفعه انقلاب حاصل شد . اين تأييد است ديگر ، تأييد دين است ، عكس العمل است اين ، آن كارى مىكند كه عكس العملش يك همچو مطلبى مىشود ، و اين از اوضح مصاديق بود كه اين ، آن رجل فاجر « 2 » بود كه تأييد كرد رژيم را به اين معنا ، كه با كار بدش و با ظلمش و با ستمش انفجار حاصل كرد و مردم فهميدند همه به اينكه اين رژيم ، رژيمى نيست كه بشود به آن دل بست . اين رژيمى نيست كه بتواند خدمتگزار باشد ؛ او مىخواهد غارت كند ، مىخواهد از بين ببرد . وقتى مردم فهميدند اين معنا را ، از اعمال خودشان فهميدند ، انفجار حاصل شد . و به حمد اللَّه پيروز شديد در يك مدت كمى و با يك ضايعات كمى ، و آن چيزى كه برديد ارزشش در دنيا زياد است ، و آن اين است كه اسلام را آورديد ؛ اسلام را آورديد در ايران . حالا هر كه هم ، هر چيزى مىخواهد بگويد بگويد ، به ما چه ربطى دارد . براى ما همه مىگويند ، براى شما هم بگويند . مثلًا براى من مىگويند كه ، از اين خارجيها يك وقتى نوشته بودند ، چه كردند كه خودش ديگر كارى از او نمىآيد ، اين اطرافيها دارند اداره مىكنند او را ، آن اطرافيها را من تا حالا نشناختهام كه او هى دارد به من مىگويد - عرض مىكنم كه - يا فلان آدم يا فلان آدم در او تأثير دارد ، حال آنكه اگر مرا آنهايى كه شناختهاند مىدانند كه من آنى كه بايد انجام بدهم تحت تأثير واقع نمىشوم ، انجام مىدهم . اگر من بنا بود كه تحت تأثير واقع شده بودم ، از اول بنا بود نبايد اصلًا وارد بشوم در كار ، با اينكه آن قدر به من خيرخواهى كردند الى ما شاء اللَّه . خوب ، من در پاريس هم كه بودم خيرخواهى زياد مىشد كه كشته مىشود ، چه مىشود ، شلوغ مىشود ، چه مىشود ، پيش هم نمىرود ، از اينها ، لكن ما ديديم كه
هامش
( 1 ) - كنز العمال ، ج 1 ، ص 45 ، ح 115 . « همواره اين دين به واسطهء مرد فاجر گنهكار تأييد مىشود »
( 2 ) - محمد رضا پهلوى .