دست آنها مىآيد به احدى غير از آنجايى كه بايد گفته بشود نگويند . عِرض « 1 » مردم ، حيثيت مردم از امورى است كه خداى تبارك و تعالى دربارهء او بسيار تأكيد كرده است ، و اسلام دربارهء او بسيار پافشارى كرده است . قاضيهاى محترم دادسراها و ساير جاها ، كسانى كه متكفل قضا هستند يا بازرسى هستند ، در هر جا كه هستند اينها بايد امين باشند و ان شاء اللَّه هستند . و بايد مطالبى كه از اشخاص ، آنها كه سر و كارشان با اعراض مردم است ، سر و كارشان با حيثيات مردم است ، با جان مردم است ، با ناموس مردم است ، اگر بنا باشد كه به غير آن راهى كه خدا تعيين كرده است يك راه ديگر بروند و خداى نخواسته ، افشاى اسرار مردم را بكنند ، و لو يك انسانى باشد معصيتكار ، آن را افشا بخواهند بكنند ، الّا آنهايى كه معصيت را علن « 2 » مىكنند ، آنها ديگر احترامى ندارند در اسلام . آن كسى كه علناً آمده است در خيابان و كار خلاف مىكند ، اين ديگر احترام ندارد . اما آنهايى كه تحفظ مىكنند بر اين مسائل ، در خلوت يك كار خلاف مىكنند ، بر فرض اينكه شما مطلع شديد ، جايز نيست برايتان كه اين را افشا كنيد حتى براى برادرتان ، حتى براى اهل منزلتان . بنا بر اين ، از امور مهمى كه براى قاضى ، براى آن اشخاصى كه بازپرس هستند ، براى سازمان بازرسى ، از امور مهمى كه بايد مراعات كنند ، اين است كه امين باشند در آن امرى كه به آنها محول شده است ؛ و اين طور نباشد كه سازمانى باشد براى بازرسى و آن وقت خودش معصيت خداى نخواسته بكند و افشا كند اسرار مردم را ؛ و همان جايى كه بايد گزارش بدهد ، بيش از او تعدى به هيچ وجه نبايد بكند .
وظيفه حوزههاى علميه در تربيت قاضى
و من از حوزههاى علميه و از علماى اعلامى كه در بلاد هستند و از فضلايى كه در حوزهها هستند ، از آنها مىخواهم كه در اين امور ، در امور قضايى و در امور دادگسترى به اين كشور كمك كنند . و حوزهها مىتوانند در عين حالى كه حوزه بقايش هست و بايد
هامش
( 1 ) - آبرو
( 2 ) - آشكارا .