است .
حُبُّ الدُّنْيا رَأْسُ كُلِّ خَطيئَة « 1 »
همهء خطاها از خود انسان و از اين حب انسان به خودش هست . اگر آنهايى هم كه در صدر اسلام بودند مثل مسلمين حالا بودند ، آنها هم همان جا ، در همان محلِ خودشان خفه شده بودند ، لكن آنها به جان و دل براى اسلام كوشش كردند و رفتند ؛ و نه براى اينكه كشورى بخواهند . كشور ، اسلام مىخواهد چه كند ؟
براى اينكه آدم درست كند . رفتند كه ستمكارها را شرشان را از سر مظلومان قطع كنند .
دست ستمكاران را قطع كنند و وعدهء الهى را كه :
نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ
« 2 » را تحقق بدهند و بسيار هم موفق شدند . لكن آن قدرى كه آنها مىخواستند نشد ، آنها همه دنيا را مىخواستند كه آدم كنند . ائمهء جمعه كوشش كنند مردم را به تقوا دعوت كنند ، مردم را متقى كنند ، مردم را از دنيا و از آمال دنيايى پرهيز بدهند . و اگر اين معنا را موفق بشوند ، موفق مىشوند كه بر خلاف آنهايى كه بر مصالح اسلام سلطه دارند تجهيز خواهند شد .
دعوت به تقوا و ارزشهاى انسانى
شما الآن غريب هستيد اينجا و لو منزل خودتان هست . لكن تازه در اين منزلتان تشريف آورديد و نمىدانيد در ايران چه بود و چه شد و چه گذشت . ايران چه حالى بود ؛ خيابانهاى ايران به چه حالى بود . ميكدهها از كتابخانهها بسيار بيشتر بود و عشرتكدهها هم و مراكز فساد هم و روزنامهها و مجلات و سينماها و تئاترها و دانشمندان و همهشان ، همهشان با هم مخلوط شده بودند ، و يك كشور شيطانى درست كرده بودند . طاغوتى درست كرده بودند و اسلام عنايتش را ، لطفش را به اين ملت مظلوم ، در طول تاريخ عنايتش را ، پرتو عنايتش را افكند بر اينها و اينها متحول شدند . انسان عشرتكدهاى ، متحول شد به انسان مجاهد اسلامى . انسان شهوتران متحول شد به انسان عاشق موت . و
هامش
( 1 ) - « دنيادوستى در رأس تمامى خطاهاست » . اصول كافى ، ج 2 ، ص 315 ، ح 1
( 2 ) - سورهء قصص ، آيهء 5 : « و ما اراده كرديم كه به آن طايفهء ذليل و ضعيف در آن سرزمين منّت گذارده و آنها را پيشوايان خلق قرار دهيم و وارث ملك و جاه فرعونيان گردانيم » .