اسلامى فكر مىكنند ، مسلمان هستند ، اينها مقايسه نمىكنند بين اين جمهورى كه ما الآن در اسلام داريم ، در ايران داريم با آن حكومتى كه سابق بود ، با آن وضعى كه سابق بود ؟
اينها فكر نمىكنند كه اين كشور و لو تا حالا نتوانسته صد در صد مسائل را اسلامى بكند ، نه اينكه نخواسته ، نتوانسته ، لكن آن قدرى كه به طرف اسلام رفته است ، در طول تاريخ شما يك حكومتى را پيدا نمىكنيد كه اين طور باشد ، كه اين طور طرف اسلام جهش كرده باشد . شما وقتى ملاحظه بكنيد صدر اسلام را ، آيات شريفهاى كه وارد شده ، رواياتى كه وارد شده ، راجع به اين تساهلى كه در جنگ مىكردند آنها . آن خون جگرى كه حضرت امير المؤمنين - سلام اللَّه عليه - مىخورد كه هى شما مىگوييد :
جنگ ، مىگوييد : حالا تابستان است ؛ بگذاريد زمستان ، زمستان مىگوييد : تابستان ! « 1 » شما ببينيد امروز اين سپاه پاسداران ، اين ارتش ، اين نظاميها ، اين بسيج ، اين ملت در آن هواى گرم 60 ، 70 درجهء خوزستان و در آن بيابانها ، كه انسان اگر برود خفه مىشود ، اين جوانهاى عزيز ما به مدد الهى در آنجا دارند زحمت مىكشند ، آخ هم نمىگويند ، يك كدام شكايت نمىكنند . من تا كنون كه اينجا نشستهام ، يكى كه شكايت بكند از اينكه ما در جنگ - مثلًا - نرويم ، چطور شد ، من نديدهام همچو چيزى . لكن هر روز مىآيند با چهرهء گشاده ، هر روز مىآيند و تقاضا مىكنند كه ما برويم شهيد بشويم . خوب ، يك همچو تحولى كه حاصل شده است در يك كشورى ، اين آقايانى كه آن كنار نشستهاند و اشكالتراشى مىكنند ، - مثلًا ، در يك دهى يك آدمى در آن ده يك كارى كرده ، پس وا اسلاما - فكر اين نمىكنند كه خوب ، در يك كشورى كه انقلاب شده است و الآن در حال انقلاب است ، يك آدمى هم در يك گوشهاى از اين كشور يك كارى مىكند . مگر شما حالا با زمان پيغمبر ، مىخواهيد خيلى شما جلو باشيد ؟ زمان پيغمبر هم همين مسائل بوده ، همين مطالب بوده كه يك حكومت ، حضرت امير يك حكومتى كه مىفرستاد ، گاهى خرابكارى مىكرد . عزلش مىكرد ، مگر مىشود يك دفعه همه جا ، يك دفعه ما صبح كنيم
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 27 ( خطبهء جهاد ) .