توجه داشته است ، مسئلهء قضاوت است و مسأله دادسراها و دادگاهها كه سر و كارشان با همه چيز مردم است . بايد اين معنا را من عرض كنم كه قضاوت از امورى است كه واجب است به طور كفايى و واجب كفايى ؛ قبل از اينكه پيدا بشود به مقدار كفايت ، بر آحاد واجب است ؛ يعنى ، اگر يك قضاوتى زمين بماند يا يك جايى منحرفين وارد قضاوت بشوند ، بر تمام كسانى كه مىتوانند يا اجتهاداً يا تقليداً قضاوت كنند ، بر همهء اينها واجب است كه در قضاوت وارد بشوند و رفع احتياج را بكنند . ما امروز وقتى كه احتمال اين معنا را بدهيم يا اينكه با آقايانى كه متصدى امور قضايى و دادگاه هستند صحبت مىكنيم ، از اين معنا [ حرف مىزنند ] كه ما كم داريم قاضى ، آن مقدارى كه لازم داريم كم است و اگر چنانچه در حبسها از اين منحرفين يا محتمل الانحرافها باشند و نتوانستهاند آنها را رسيدگى كنند ، براى كمبود قاضى است . اين يك امرى است كه براى نجات - فرض كنيد - يك عدهاى كه محتمل است كه اينها بىگناه باشند يا گناهشان اندك باشد ، واجب است بر همهء اشخاصى كه از آنها قضاوت مىآيد ، در اين امر داوطلب بشوند تا به امر قضا وادار بشوند و اين نقيصه را از بين ببرند . مدرسين محترم حوزهء علميهء قم ، كه به حمد اللَّه ، بسيار فعال هستند ، بايد اين مسأله را در حوزهء علميهء قم مطرح كنند كه امروز اشخاصى كه صلاحيت دارند ، و لو تقليداً براى قضاوت ، اين اشخاص اسمنويسى كنند و بيايند در اين مواردى كه ، زندانهايى كه اشخاص هستند تا اينكه حل اين قصه بشود كه مثلًا ، اشخاصى بايد زود كارشان تمام بشود و ما نداريم افراد . اين يك امر واجبى است ؛ يعنى ، بر همه واجب است تا آن وقتى كه آن مقدارى كه احتياج است بر آورده بشود .
گاهى وقتها انسان به واسطهء احتياط ، خلاف احتياط مىكند . احتياط مىكند فلان آقا كه امر قضا مشكل است و نمىشود رفت و نمىشود كرد و اين طور چيزها ، با اينكه واجب كفايى ، واجب عينى است اول به همه . وقتى يك عدهاى عمل كردند و كفايت حاصل شد ، آن وقت از ديگران ساقط مىشود ، و الّا همه معاقب هستيم اگر چنانچه قضا به زمين بماند ، و احتياط بر اين است كه وارد بشوند ؛ يعنى ، امرى است واجب ، معلوم الوجوب ؛ اين احتياط مىكنند ، اين عذر نمىتواند باشد . يا اشخاصى مثلًا مىخواهند
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 423
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٢٣