برادر ان شاء اللَّه ، خدمت خودشان را به اسلام و ايران بكنند ؛ ايشان در تبليغات و ايشان هم در همهء چيزها .
و البته فيلمها ، بايد كسانى كه فيلمسازند ، بايد معلوم بشود كه اينها چه كارهاند ، چه جور بودهاند ؛ وضع روحىشان ، وضع زندگيشان ، وضع معاشرتهايشان قبلًا چه جور بوده است ؛ آيا تحول حاصل شده برايش ؛ تحول روحى يا اينكه باز همان تهماندههاى سفرهء شاه هست در قلبهاشان . آن كسى كه مىخواهد فيلم درست كند ، گاهى وقتها فيلم را ، خوب ، بسياريها متوجه نمىشوند چى است ، لكن محتوايش روى هم رفته انسان يك وقت مىبيند كه يا طرف چپ است يا طرف راست است يا رو به فساد است . اين بايد خيلى دقت بشود ؛ يعنى ، ما همه موظفيم به اينكه كارى انجام بدهيم كه موافق با مقصد جمهورى اسلامى ، كه همان مقاصد اسلامى است ، باشد . و هيچ خوفى از اين نداشته باشيم كه ما اگر - فرض كنيد - فلان فيلم را درست كنيم ، به ما مىگويند كه اينها چه هستند .
ما بالاخره در اين دنيا الآن معرفى شدهايم به يك ملت ارتجاعى و يك ملتى كه تقريباً يك هيولايى از جمهورى اسلامى دارند درست مىكنند كه كسانى كه در اينجا نيستند خيال مىكنند كه الآن ، الآن در تهران يك دستهاى ريختهاند ، دارند بچه كوچكها را مىكشند و زنها را چه مىكنند . اين چيزها هست . البته نمىشود يك انقلاب اين طورى واقع بشود و اين مسائل نباشد . شما ساير انقلابات را هم كه ملاحظه مىكنيد ، مىبينيد كه مسائلى هست .
آدمكشى و چپاولگرى با اسم « اسلام راستين »
آن وقت اين انقلاب ، يك خصوصيتى دارد و آن اينكه « انقلاب اسلامى » است و همهء جناحها - الّا كمى - با اين جهت اسلامىاش مخالفند ، حتى اشخاصى كه در ايران بودند و آن گروههايى كه بودند و اينها ، حتى اينها هم از اسم « اسلام » مىترسند و اگر اسم « اسلام » را ببرند ، اسلام را به يك جور ديگرى در پيش خودشان تعبير مىكنند ، « اسلام راستين » اسمش را مىگذارند ، كه ايران اسلام ندارد ، ما بايد بياييم اسلام راستين را چه