مبادا به دام بيفتيد ، به دام اين صدام بيفتيد كه اين مرد خطرناكى است . و اشخاصى كه آخر عمرشان را مىگذرانند ، جنايتكارانى كه آخر عمرشان را مىگذرانند ، مىگويند حالا كه من رفتم ، بگذاريد همه بروند ؛
اقْتُلونى وَ مالِكاً ، « 1 »
مرا بكشيد كه مالك هم كشته بشود ، مسأله اين طورى است . حالا خودشان بنشينند فكر بكنند كه آيا صدام با اين جنازه متعفن ، ارزش دارد كه شما ارزشهايى به پاى او بريزيد ؟ امريكا كه مىگويد من اسرائيل را به هيچ كس نمىفروشم ، از شما آن همه ذخاير مىگيرد و مىگويد من اسرائيل را به شما نخواهم فروخت . ارزش دارد اين امريكا كه شما براى خدمت به او تمام حيثيت خودتان را پيش ملتتان ، پيش ملتهاى عالم پيش نسلهاى آينده از بين ببريد ؟ من اميدوارم كه اينها بيدار بشوند و توجه به مسائل بكنند و خودشان را به هلاكت نيندازند و ما را هم به زحمت نيندازند . خداوند ان شاء اللَّه ، همهء مسلمانها را به وظايف اسلامى خودشان آشنا كند . ما و شما و همهء ملت ايران را باز به وظايف اسلامى خودمان آشنا كند و توفيق عمل به اسلام و پياده كردن اسلام در همه جا به همهء ما مرحمت فرمايد .
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 29 ، ص 179 . « مرا و مالك ( اشتر ) را بكشيد » . اين سخن عبد اللَّه بن زبير است آن گاه كه در جنگ جمل با مالك اشتر گلاويز شد و مالك بر سينهء وى نشست .