و دوم شخص اسلام ، على بن ابى طالب - سلام اللَّه عليه - است . ايشان خودش يك . كارگر بوده ؛ يعنى ، قنات حفر مىكرده ، مىرفته است قنات مىكنده است آب بيرون مىآورده ، لكن براى خودش نه ، بعد از آنكه بيرون مىآمده ، وقف مىكرده براى مستمندان ، براى آنها . يك نفر كارگر بوده است كه براى اعاشهء خودش هم كار مىكرده و در عين حالى كه آن طور قناتها را - چندين قنات از ايشان هست - كنده با دست خودش . و همان روز - به حسب نقل - همان روزى كه بيعت به امامت كردند براى او و به خلافت ، وقتى بيعت تمام شد ، همان روز بيل و كلنگ خودش را برداشت دنبال كار . . .
اين ، دو نفر شخص اول اسلام كه كارشان بايد سرمشق باشد براى همهء ما ، شما مقايسه كنيد اين احترامى كه كارگر در اسلام به واسطهء عمل اين دو بزرگمرد تحقق پيدا كرده و اين ارزشى كه به شما داده است كه خودش هم در عرض شما آمده است .
و اين فقط [ مختصّ ] على بن ابى طالب - سلام اللَّه عليه - نيست ، حضرت صادق ، حضرت باقر ، آنها هم ، از آنها نقل كردهاند كه در يك محلى كه داشتند ، مىرفتند كار مىكردند . به حضرت صادق بعضى مىگفتند آقا - حضرت صادق شغلش خيلى بود .
شغل معنويش زياد بود و كار تبليغاتى و كار تعليماتىاش زياد بود ، مع ذلك ، خودش تشريف مىبرد به حسب اين نقل و در آن جايى كه داشت ، كار مىكرد - به او عرض كردند كه خوب ، اين را به ما واگذار كن . فرمود : من ميل دارم كه كارى كه مىخواهم براى خودم بكنم ، حرارت آفتاب را در بدن خودم حس كنم . « 1 » اين چقدر ارزش مىدهد كه يك نفر ، كه در زمان خودش شخص اول بود و داراى آن مقامات بود ، خودش كار مىكند و تعليم مىدهد كه ارزش كار چى است ! شما در بلوك كمونيستى سران اينها را ببينيد ! ادعاها و شعارها زياد است . در طول زمان ، اينها شعار دادهاند و ادعا كردهاند ، لكن وقتى كه مىبينيد كه خود آنها وضعشان چه جورى است ، سلوكشان با كارگر چى است ، به كارگر چه نظرى دارند ، چه جور نگاه مىكنند ، سرمايه دارى [ را ] هم ملاحظه كنيد ،
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه ، ج 17 ، كتاب تجارت ، ص 20 ، باب 4 ، ح 2 و ص 39 ، باب 9 ، ح 7 .