مراكز فحشا . آن طور زحمتهايى كه دارد و آن طور مرضهايى كه هست و آن طور گرفتاريهايى كه هست ، شما كارگرها به حمد اللَّه ، نديديد و اميد است كه نبينيد .
شما قدر اين كارگرى را بدانيد كه اين كارگرى ، هم مزاج شما را سالم نگه مىدارد [ و هم روح شما را . ] و اگر چنانچه انسان بىكار بيفتد ، آن فعاليتهايى كه در بدنش و در سلولهاى بدنش بايد بشود ، آنها هم از كار مىافتد . و كسانى كه فعاليت دارند . به اندازهاى كه فعاليت دارند ، [ سلولهاى ] آنها هم به كار مىافتد و جبران مىكنند نقيصهها را . و شما مىبينيد كه در يك گروه زياد از كارگرها يكى دو نفر را شايد پيدا بكنيد كه اينها مريض باشند و افسرده باشند . و اينها همه الحمد للَّه ، سر حالاند و خيال مىكنند كه آنها آسودهاند . اين ، خيالى است كه آنها مىكنند ، در صورتى كه آنها ، آن طبقهء - به اصطلاح خودشان - بالا و به حسب واقع ، پايين ، آنها اين قدر افسردگيها و گرفتاريها را دارند كه به حساب نمىآيد .
اين يك مسألهاى است كه بايد شما خودتان بعد فكرش را بكنيد و مطالعه كنيد در بين خودتان . جوانهاى خودتان را مقايسه كنيد با آنهايى كه بىكار مىگذرانند و به هرزه درى و به هرزهگرى عمر خودشان را مىگذرانند ، و آن ارزشى كه شما داريد ، شما برادران داريد و آن ارزشى كه اسلام به شما داده است . از پيغمبر اكرم شنيدهايد كه نقل شده است كه كف دست يك كارگر را - يعنى ، همان محلى كه كار درش تأثير كرده و پينه بسته - آنجا را بوسيد و اين ، يك نشان ارزش است براى كارگر در طول تاريخ ؛ پيغمبر اسلام ، كه اولين فرد انسانهاست و بزرگترين انسان كامل است ، نسبت به كارگر آن طور تواضع بكند و كف دست او را كه علامت كار است ، ببوسد ! اين نكته دارد كه كف دست را بوسيده ، نه پشت دست را ؛ كف دست آثار كار درش هست ، مىخواهد ارزش كار را به عالميان اعلام كند ، به مسلمين اعلام كند كه ارزش كار اين است كه آنجايى كه كارگر كار كرده است ، در اثر كار يك نشانهاى پيدا كرده است ؛ من آنجا را مىبوسم كه ملتهاى اسلامى و بشر ارزش اين كارگر را بداند .
و من امروز عرض مىكنم كه كارگر امروز ، با كارگر آن وقت بسيار فرق دارد . آن وقت
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٣٤