بوقهاى تبليغاتى جهان نيز از آن پشتيبانى نمودهاند و همهء جهاتِ تقويت در آن موجود بوده است ، و طرف ديگر قواى مسلحى كه ولادت او پس از انقلاب و پيروزى آن بود و ارتشش تازه از زير سلطهء مستشاران امريكايى و فرماندهان ستمشاهى نجات پيدا كرده و از رژيم طاغوتى به رژيم اسلامى انسانى انتقال يافتهاند ، و سپاه پاسدارانش و بسيجش از متن ملت برخاسته و تازه تفنگ به دست گرفته و دانشگاههاى نظامى آن چنان نديدهاند و از ابزار جنگىِ كامل برخوردار نبوده ، و تمام اسباب ظاهرىِ ضعف در آن موجود بوده است و تنها ايمان به خداوند و عشق به شهادت در راه اسلام و روح ايثار و فداكارى ، ابزار نبرد نابرابر اينان بود ، و در ظرف قريب به يك هفته آن چنان قواى عظيم شيطانى را در هم كوبيد و آن چنان طومار ارتش مجهز برخوردار از آرايش را در هم پيچيد كه فوج فوج قواى دشمن با همهء تجهيزات ، تسليم يا فرارى و يا مقتول گرديدند . كدام روشنفكران تحليلگر و دانشگاهِ جنگ رفتگانِ متفكر اين پيروزى معجزهآسا را توجيه مىكنند ؟ اگر ارتش و ساير قواى مسلح از نصرت معنوى الهى برخوردار نبودند پس اين امر خارق العاده چگونه تحقق يافت ؟ آرى فرق بسيارى است بين جوانانى كه شب را با مناجات و قرائت قرآن و نماز و نيايش به سر مىبرند و حمله را با ذكر خدا و اللَّه اكبر شروع مىكنند ، با آنان كه شب را با معصيت خدا و روز را در جنگ با خدا آغاز مىكنند . فرق است ميان آن سنگرها كه كتاب خدا و نهج البلاغه و كتابهاى دعا در آن است ، با آن سنگرها كه بنا به گفتهء فاتحان ، ابزار قمار و شراب و مسكرات و بدتر از آن در آنها يافت مىشود . و فرق است ميان آنان كه با اعتقاد به اينكه صاحب الزمان - روحى فداه - فرماندهء آنهاست و جنگ مىكنند ، و آنان كه صدام عفلقىِ ابرجنايتكار فرماندهء آنان است . و فرق است ميان آنان كه خود را برادر ملت مسلمان عراق مىدانند و هر گز به خود اجازه نمىدهند كه به شهرها يا روستاهاى برادر خود تجاوز كنند ، با آنان كه هر روز به هر شهر و دهكده ، هر چند عربنشين ، كه بتواند ، آتش گشوده و با دعوى جنگ براى عربيت ، كودكان و زنان و پيرمردان بىگناه را قتل عام مىكنند . فرق است ميان آنان كه با اسراى جنگى خويش كه در حال جنگِ با آنان به اسيرى در آمدهاند چون برادران خويش رفتار مىكنند ، با آنان
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٠١