لكن بياييد ما را صلح بدهيد ! اين صلح را كدام انسان مىتواند بپذيرد ؟ اين اسمش صلح هست اصلش ؟ ايران كه مىگويد تا از خانهء ما بيرون نرويد ، و تا جرمهايى كه كرديد ، معلوم نشود كه شما مجرم هستيد و تا ضررهايى كه به ايران زديد جبران نشود و حكم به جبران نشود ، صلح معنا ندارد ، براى اينكه صلح بدون اينها يعنى يك مقدار از خاك ما دست آنها باشد و بعد بگويند گرفتيم اين را و مال خودمان . اين ضررهايى كه به ايران وارد شده است كه ضررهاى انسانىاش بسيار با اهميت و ضررهاى مادىاش هم همين طور ، اين ضررها را زديم ، حالا بياييد صلح كنيم . يك مقدارى از خاك ايران مال ما باشد و حدش را بياوريم اين ور آبادان مثلًا ، حدش را قرار بدهيم خونين شهر ، اين صلح است ؟ ! ما مىگوييم به همهء كشورهاى اسلامى و تمام كشورهاى عرب و غير عرب ، ما مىگوييم كه ما حَكَم را قرآن قرار مىدهيم . قرآن كتاب آسمانى مسلمين است ، طايفه يا طايفهء ديگرى ندارد ، ما حكم را قرآن قرار مىدهيم ، ما يك آيهاى از قرآن كريم را حكم قرار مىدهيم و عقلاى عالم ، اشخاصى كه مىخواهند صلح بدهند ما را ، با همين يك آيه عمل بكنند و ما قبول داريم . صدام هم كه مىگوييد و خودش اقرار مىكند كه من مسلمان هستم ، در عين حالى كه ما بعيد مىدانيم ، اين قرآن است . ساير كشورهاى اسلامى هم كه مىگويند كه ما ، ملتها قرآن را قبول دارند ، حتماً دولتها هم مىگويند ما به قرآن اعتقاد داريم ، بيايند بنشينند ، نماينده بفرستند ، ما قرآن كريم را باز مىكنيم ، سورهء حجرات را باز مىكنيم و يك آيه از آيات سورهء حجرات را برايشان مىخوانيم ، مىگوييم بياييد با اين عمل كنيد . در آن آيه اين است كه « اگر دو طايفهاى از مؤمنين با هم جنگ كردند ، شما صلحشان بدهيد و اگر يك طايفهاى از اينها تجاوز به طايفهء ديگر كرد ، همهتان مكلفيد كه با او قتال كنيد ، جنگ كنيد تا اينكه به اطاعت خدا برگردد . وقتى به اطاعت خدا برگشت ، صلح كنيد به عدالت ، به قسط » . « 1 » ما مىگوييم به دنيا كه بياييد ببينيد كه ما در خاك عراقيم يا عراق در خاك ماست ؟ اگر ما در خاك عراقيم ، شما با ما جنگ
هامش
( 1 ) - سوره حجرات ، آيه 9 .