جرثومهء فساد و سرطان را از بلاد مسلمين بيرون كنيد و پاك كنيد ، با هم مىنشينيد يا صحبت مىكنيد ، يا صحبتى مىكنيد كه به نفع آنهاست . همهء همّ و غم بعضى از اين كشورها اين شده است كه در ايران اسلام را مىخواهند پياده كنند . ايرانى كه از اول فرياد زده است كه ما بايد فلسطين را ، قدس را آزاد كنيم ، هر روزى برايش يك نغمهاى مىسازند و هر روزى يك بساطى درست مىكنند كه ايران با - مثلًا - اسرائيل بست و بند دارد ! چه داعى داريد شما كه از اسرائيل اين طور توهين مىبينيد ، اين طور اهانت مىكند ، اين طور حيثيت شما را پايمال مىكند ، بلنديهاى جولان را غصب مىخواهد بكند و مىگويد من اعتنا به هيچ قدرتى ندارم ، يك همچو جرثومهء فسادى را شما بايد با اتفاق خودتان از بين برداريد . اگر از بين برنداريد ، اين يك مادهء سرطانى است كه سرايت مىكند به جاهاى ديگر ، اكتفا به جولان نمىكند ، رأى آنها اين است كه اسرائيل از همهء نژادها بالاتر است و از فرات تا نيل هم مال اوست و همهء اين جاها بايد برگردد به اسرائيل و شما نشستيد سر يك امور جزئى و سر يك امور خيلى ناچيز با هم دعوا مىكنيد و همه همّتان را اين قرار داديد كه نبادا ايران يك وقتى يك حرفى بزند . ايران كه همهء ارگانهايش فرياد مىزنند كه ما نظرى نداريم به دولتهاى ديگرى و ملتهاى ديگرى ، الا اينكه با آنها متحد بشويم و فساد را از منطقه بيرون كنيم ، دشمنى با ايران را مىكنند . اين چرا بايد اين طور بشود ؟
بايد توجه بكنند سران قوم توجه بكنند روشنفكران قوم ، توجه بكنند علماى بلاد ، توجه بكنند علماى كشور همه جا ؛ توجه بكنند به اينكه دشمن كى هست و دوست كيست و بايد دشمن را بيرون كرد و با دوست دست اتحاد داد . اين گرفتارى با دست همهء مسلمين بايد حل بشود و تا اتحاد بين همه مسلمين نشود ، اين گرفتاريها هست ؛ اين يك گرفتارى عمومى است براى همه مسلمين .
حق و تو ، بدتر از حكومت جنگل
يك گرفتارى هم گرفتارى براى همهء جهان است ؛ همهء مستضعفان جهان . اين