كند . اين سيلى كه خوردهاند آنها ، موجب اين شد كه از همهء اطراف به ما هجوم بياورند و ايادى خودشان را از داخل و خارج تجهيز كنند براى سركوبى اين جمهورى اسلامى ؛ يعنى ، براى سركوبى اسلام . آنها به حسب موازين خودشان ، به خودشان حق مىدهند كه مخالفند . لكن ما از طرف برادرهاى اسلاميمان هم و كسانى كه دستپروردهء ديگران هستند و آنها را ما برادر حساب مىكنيم ، از آنها مورد ظلم و ستم واقع شديم ؛ من جمله ، تبليغات دامنهدارى كه از طرف بعض روحانيينى [ مىشود ] كه به ظاهر روحانى و در واقع ، اجير دولتها در ممالك اسلامى [ هستند . ] بعضى از آنها ، كه شايد از رژيم شاه بهرهبردارى مىكردند ، در طول اين مدتى كه جمهورى اسلامى راه خودش را گرفته و پيش مىرود ، آنها ساكت ننشستهاند و با اسم « اسلام » با اسلام طرف شدهاند ، مقالات نوشتهاند . آنهايى كه براى بگين تبليغ مىكنند و براى صهيونيسم به نفع آنها ، براى جمهورى اسلامى ما و عليه ما تبليغ مىكنند با اسم « روحانيت اهل سنت » ، در صورتى كه روحانيون اهل سنت اين قشر مزدور را از خودشان نبايد حساب كنند . لكن ما مورد ظلم از طرف اينها هم واقع شديم . البته اين صحبتهايى كه آنها مىكنند و در خارج پخش مىكنند ، ارزشى آن قدر ندارد ، حتى پيش آنهايى كه آنها را وادار مىكنند به اين معانى .
لكن اين برادرهاى ما كه از ممالك ديگر در اينجا حاضر هستند و آمدهاند راجع به جمهورى اسلامى تحقيقات بكنند ، خوب است يك مقدارى زيادتر بمانند و يك تحقيقاتى بيشتر بكنند . از اوّلى كه اين جمهورى اسلامى در ايران تحقق پيدا كرد تا كنون ، اينها مطالعه كنند و ببينند كه چه مىگويد و چه مىخواهد .
آيا ملتى كه از اول فرياد زده است كه اسلام را مىخواهيم و جمهورى اسلامى را مىخواهيم و با فرياد « اللَّه اكبر » و « لا إله الّا اللَّه » بدون اينكه سازوبرگ صحيحى داشته باشد غلبه كرده است بر آنهايى كه به اسلام اعتقاد نداشتهاند و بر ضد اسلام عمل مىكردهاند ، آيا باز سزاوار است كه در بين مسلمين كسى پيدا بشود كه مدّعى اسلام است و مدّعى روحانيت اسلامى ، با يك همچو رژيمى كه تمام همّش اين است كه اسلام را در اين مملكت پياده كند و در ساير ممالك تبليغ كند با اين بايد مخالفت كرد ؟
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: السيد الخميني
ص١٢٨