حفظ مىكنيم او را .
شما شاهد بوديد از اول انقلاب تا حالا كه از آن قدم اوّلى كه براى انقلاب برداشته شد ، يك جمعيتى مخالف بودند ، يك طايفهاى ؛ لا اقل ، شاه و بستگان شاه معدوم مخالف بودند و سر سخت براى كوبيدنش بودند . هر قدمى كه جلو رفت ، يك طايفهاى از بين رفتند و يك دستهاى ديگرى از آنها كوچكتر ، آنها هم مىخواستند كه اين جمهورى را از بين ببرند . اين جمهورى قدم به قدم پيش آمد و قدم به قدم پايش [ را ] محكمتر كرد . كجا شما سراغ داريد كه در عرض دو سال ، دو سال و نيم اين طور انسجام پيدا شده باشد و اين طور همهء چيزهايى كه يك كشورى لازم دارد و يك حكومتى لازم دارد ، تحقق پيدا كرده باشد ؟
اين عراق با همهء چيزهايى كه گفته مىشود و آن همه هم طرفدار دارد و همهء قدرتهاى فاسد هم طرفدارش هستند ، باز قانون اساسى ندارد ؛ يك جمعيتى هستند ، يك حزبى « 1 » هستند كه اين حزب آمدند و زمام امور كشور را به دستشان گرفتند و با زور و فشار و حبس و زجر و اينها دارند يك حكومت جابرانه مىكنند و تا حالا كه مدت چندين سال ، بيست سال بيشتر است كه اينها آمدهاند ، باز يك قانون اساسى ندارند . اين كشور شما ، كه همه مخالفاند با او ، با آن كشور عراق ، همه ؛ يعنى ، با حكومت عراق - تقريباً - همه موافقاند - تقريباً البته نه همه ، اما تقريباً ، مع ذلك - نتوانسته يك قانون اساسى براى خودش درست كند ، نمىتواند در آنجا يك رأىگيرى بكند . رأى از كى بگيرد ؟ ملت كه با او موافق نيست ، با سرنيزه بايد ببرند مردم را دم صندوقها .
شما در اين وقت كم و با آن دشمنهاى سر سخت زياد كه در خارج كشور هستند و در داخل هم تفالههايشان هست ، در اين وقت تمام چيزهايى را كه لازم دارد يك حكومتى درست كرديد ، بعد هم كه ديديد يك كسى خلاف كرده گذاشتيدش كنار ، « 2 » يك كسى
هامش
( 1 ) - حزب بعث عراق
( 2 ) - آقاى ابو الحسن بنى صدر ، نخستين رئيس جمهور ايران كه از مقام خود عزل شد .