ولى چون از شوروى مردم وحشت دارند . آنها را كنار بگذارند و به طرف امريكا جذب بكنند . ما خيلى محتاج به زحمت هستيم و من اين نگرانى را داشتم و مصمم هستم كه يك وصيتى بنويسم و در آن شرح بدهم كه اينها از كجا مىخواهند شروع كنند و آنها فرصتشان نبود و خواستند از حالا شروع كنند . ولى نشد « نه مجلس به درد مىخورد و نه شوارى نگهبان و نه قضات » . مىگفت همه اينها بىدين هستند . بنى صدر بارها به من گفت :
اين دولت را كنار بگذاريم . مىخواست مرا ديكتاتور كند و من مىخنديدم و مىگفتم اگر قدرت دارى خود شما اين كار را بكنيد . اينها جاهلند . اينها بىدين هستند . اينها قرار داشتند مجلس خبرگان را منحل كنند و مىگفتند برگرديم به 22 بهمن . بايد بگويم همه غلط است و برگرديم به 22 بهمن و آنوقت شروع كنيم . نه مجلس و نه هيچ چيز ديگر و نه جمهورى اسلامى داشته باشيم و راى بگيرند . جمهورى دمكراتيك باشد ، يا اسلامى ، يا اسلامى دمكراتيك . حتى متدينين مىگفتند . لفظ دمكراتيك را بگذاريد ، وقتى ما آمديم ديديم كه مىخواهند از اول منحرف كنند و ما گفتيم همين اسلام را مىخواهيم . . .
ناشيگرى كردند و خواستند رفراندم كنند ، ولى نمىدانستند مردم چه هستند فكر كردند اينها كه سوت مىزنند توده مردم هستند .
وحشت اشرار از صدور انقلاب اسلامى
در هر حال دست از ما بر نمىدارند . بايد جوانهاى ما نسل فعلى ، نسل آينده را تربيت كنند . اين نسل را نمىتوانند الآن ذهنش را ببندند . اصرارشان اين است كه دانشگاه باز شود ، مىگويند متخصص نداريم ، مىگويند اينها مخالف علمند . كى بيشتر از قرآن ، از علوم صحبت كرده است ؟ ما روزنامه لازم داريم ولى روزنامه « انقلاب اسلامى » لازم نداريم . ما مجله مىخواهيم ولى مجلههايى كه مثل مجلههاى رژيم سابق باشند احتياج نداريم . متخصص مىخواهيم ولى متخصص مثل شريف امامى نمىخواهيم . در هر صورت مسأله ، مسأله محققى نبود . مسأله ، مسأله دانشگاه نبود . مسأله ، مسأله مطبوعات نبود و مسأله آزادى نبود . مسأله اين بود كه وحشت زده بودند كه جاى ديگر اين طور شود .