كه دور تو جمع شدهاند ، بعضى از اينها ، يك گرگهايى هستند كه تو را به باد فنا مىدهند .
گوش نكرد . حالا هم دير نشده . آقايانى كه متديناند اعلام كنند به اينكه اين دعوت به راهپيمايى دعوت بر ضد اسلام است - چنانچه صريحش اين است - و آن آقا هم بروند عذرخواهى كنند از ملت ؛ بگويند ملتى كه به من رأى داد من مطابق رأى آنها عمل نكردم ؛ از حالا به بعد مىكنم . اما اين طور نباشد كه لفظاً ، مكرر بهشان مىگويم ! لفظاً [ قبول ] مىكند ، لكن [ در عمل ] « من نه اين مجلس را قبول دارم ، نه آن قوهء قضائيه را قبول دارم و نه آن شوراى نگهبان را قبول دارم و نه اين هيأت سه نفرى را ، كه خودم هم يكيش را تعيين كردم ، قبول دارم و هر چه هست بايد من بكنم ، اين نباشد در كار ، سايرين مانعى ندارد » !
اما ما چه بكنيم ؟ من كه مىگويم بايد از دست اين دوستان يك فكرى بكنيم . براى اين دوستان يك فكرى بكنيم ، كه من نمىخواهم اينها به آن طورى كه خودشان را رساندند برسانند . من نمىخواستم كه وضع اين طور بشود . من نمىخواستم كه اين مردم و اين ملت كه سال اول جمهورى اسلاميشان هست اين طور مشوش بشود خاطرشان از امثال شماها . من نمىخواستم كه شما ائتلاف بكنيد با منافقينى كه بر ضد اسلاماند ، و « شناخت » شان منتشر است . ولى چه بكنم ، خوب ، شما گوش نكرديد به نصيحت . الآن هم من نصيحت مىكنم ، اين جمعيت متدين « نهضت آزادى » را ، و آقاى رئيس جمهور را ، الآن هم من نصيحت مىكنم كه آقا شماها دست برداريد از اين سنگاندازى جلوى چرخ اسلام ، دست برداريد از اين تضعيف مجلس و تضعيف روحانيت و تضعيف ملت و تضعيف روحيهء ملت و تضعيف روحيهء ارتش . دست برداريد از اين امور ، و بياييد در ميدان با برادران ديگرتان بنشينيد ؛ شما رئيس جمهور قانونى باشيد ؛ روى قوانين عمل كنيد . شما وكلايى هستيد در مجلس ، محترميد ، متدينيد ؛ جدا كنيد حساب [ خودتان ] را از مرتدها . اينها مرتدند . « جبههء ملى » از امروز محكوم به ارتداد است . بله ، « جبههء ملى » هم ممكن است بگويند كه ما اين اعلاميه را ندادهايم . اگر آمدند در راديو امروز بعد از ظهر آمدند در راديو اعلام كردند به اينكه اين اطلاعيهاى كه حكم ضرورى مسلمين ، جميع
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 462
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٦٢