خورد . و اگر مانده بود سيلى بر اسلام مىزد . اينها تفالههاى آن جمعيت هستند كه حالا قصاص را ، حكم ضرورى اسلام را ، « غير انسانى » مىخوانند . ما تكليفمان با آنها خوب تا يك حدودى معلوم است . هر وقت هم مصلحت پيدا بشود ، روشنش مىكنيم . اما با اين نمازخوانها بايد چه بكنيم ؟ همين نمازخوانهايى كه حضرت امير - سلام اللَّه عليه - من نمىخواهم بگويم من حضرت امير ، آنها خوارج . خير ، من هم مثل شما يكى از افراد ملت هستم - اما اينها همان جمعيتهايى هستند كه حضرت امير در مقابل آنها فَشَل شد نتوانست كارى بكند .
ثبوت كفر به واسطه غير انسانى خواندن حكم خدا
اينكه من مىگويم ، آقايان اهل سنت هستند ، آقايان متشيّعين هم هستند ، علماى استان مازندران هم هستند ، علماى اهل سنت هم هستند ، خطاب من به همهء علماى سرتاسر كشور [ است ] ، از علماى اهل سنت و از علماى اهل تشيع و همهء مراجع اسلام و همهء ملت اسلام ، اين ملتى كه از اول قيامش براى اسلام بود ، براى قرآن بود ، اين ملتى كه در طول چندين سال ، تقريباً دو دهه و اخيراً چند سال ، آن قدر زحمت كشيدند ، آن قدر تحمل بليّات كردند ، و آن قدر جوان دادند و آن قدر خانمانشان به باد فنا رفت ، اينها با صراحت گفتند كه ما جمهورى اسلامى مىخواهيم . جمهورى اسلامى معنايش اين است كه رژيم ، رژيم اسلامى باشد ؛ حكومت ، حكومت اسلامى باشد ، و قوانين ، قوانين اسلامى . شما خوب [ است ] به قانون سابق هم يك نظرى بكنيد . قانون سابق كه در صدر مشروطيت تصويب شده بود به وسيلهء ملت ، و متمم قانون را ، با جديت مرحوم شيخ فضل اللَّه نورى ، « 1 » به آن ضم كردند و ملت به او رأى دادند ، شما بياييد به آن قانونى كه سابق بود و حالا براى او مىخواهيد سينه بزنيد ، و رفيق شفيق شما آن وقت كه مىخواست آشوب كند و در ايران بود ، قبل از فرارش ، مىگفت بياييد به قانون عمل كنيد ! خوب ، شما هم به اين قانون عمل كنيد . اين قانون مىگويد كه : هر قانونى كه بر خلاف اسلام است قانون
هامش
( 1 ) - از علماى بزرگ و از بانيان نهضت مشروطه كه سرانجام در 13 رجب 1327 ه . ق در تهران به دار آويخته شد .