كردند ، و با منافقين هم از اول ائتلاف داشتند ، با اين مسلمانهاى نمازخوان ما چه بكنيم ؟
اينكه من گفتم درد دل خودمان را بايد در ميان بگذاريم ، براى اين بود كه « سعدى از دست دوستان فرياد » ! ما اين دوستنماها را چه بكنيم ؟ آقايان در هر چه صحبت مىكنند و در هر چه اعلاميه مىدهند ، يكى از مطالبشان اين است كه قانون . از اول هم قانون بايد به آن عمل بشود . اين سال هم « سال قانون » اسم گذاشته شد ؛ يعنى اجراى قانون . آقايان اين همه بساطى كه الآن به حسب قانون در ايران بر پا است . مجلس شوراى اسلامى يك مجلسى است كه قانون او را تأييد كرده است ، و شوراى نگهبان آنى است كه قانون تعيين كرده ، و دولت هم آنى است كه مجلس شورا تعيين كرده ، اين هم دولت قانونى ، قوهء قضائيه هم اين است كه قانون تعيين كرده ؛ خوب ، شما اگر واقعاً به قانون مىخواهيد عمل بكنيد ، و ما هم مىخواهيم كه همهء شماها بياييد به قانون عمل كنيد ، و آمديد اينجا بنا بر همين هم شد ، و بنا بر اين شد كه ديگر روزنامه هاتان و صحبتهاتان براى تشنج نباشد ، آيا شما وفا كرديد به عهد خودتان ؟ در اينجا آمديد و قرار داديد به اينكه ، يعنى بعد از اينكه مىخواستيد به جنگ هم برويد ، به اين منتهى شد كه يك هيأت سه نفرهاى باشد ، يك نفر از طرف آقاى رئيس جمهور ، يك نفر هم از طرف آن آقايان ، و يكى هم من تعيين كنم ، « 1 » اينها حَكَم باشند . بعد از اينكه حَكَم رفته است و ديده است و موارد خلاف را ديده و يك جايى صحبت كرده است ، در روزنامههايشان بود كه اين حكميت مثل حكميت ابو موسى اشعرى است ! يعنى اين سه نفرى كه يكيش را خود ايشان تعيين كرده و يكيش را هم مجلس تعيين كرده است ، و آن دو نفر ديگر يعنى رئيس مجلس و آن دوتاى ديگر ، و يكيش را هم من تعيين كردم و اينها حكميت كردند ، نظير آن حكميتى است كه ابو موسى اشعرى بر خلاف حضرت امير رأى داده ! من فرض مىكنم كه اينها حكميتى كه كردند مثل حكميت ابو موسى - [ است ] من فرض مىكنم كه اين تهمت را به
هامش
( 1 ) - اشاره به آقايانى كه براى داورى دربارهء اختلافات بين آقاى بنى صدر ( رئيس جمهور ) و آقايان بهشتى ، خامنهاى و هاشمى رفسنجانى برگزيده شدند يعنى آقايان : محمد رضا مهدوى كنى ( به نمايندگى از سوى امام خمينى ) ، شهاب الدين اشراقى ( به نمايندگى از سوى آقاى بنى صدر ) و محمد يزدى ( از سوى آقايان بهشتى ، خامنهاى و هاشمى رفسنجانى ) .