مغزهايى هست ، كه خود را مغز متفكر مىدانند ، باز باورشان نشده است كه خود ما هم مىتوانيم آدم باشيم . آنكه ما اصرار داريم به اينكه دانشگاه كه مغز متفكر يك ملت است ، بايد از وابستگيهاى به شرق و غرب كنار برود و نمىشود كه كنار برود الّا اينكه فرم اسلامى پيدا بكند ، آن اين نيست كه دانشگاه ما نبايد علم و صنعتى تحصيل كند ، بلكه بايد فقط همين آداب صلاة را به جا بياورد ! اين يك مغالطهاى است كه تا صحبت « دانشگاه اسلامى » مىشود و اينكه بايد انقلاب فرهنگى پيدا بشود ، فرياد مىزنند آنهايى كه مىخواهند ما را به طرف شرق و عمدتاً ، به طرف غرب بكشانند ، كه اينها با تخصص مخالفاند ، با علم مخالفاند . خير ، ما با تخصص مخالف نيستيم ؛ با علم مخالف نيستيم ؛ با نوكرى اجانب مخالفيم . ما مىگوييم كه تخصصى كه ما را به دامن امريكا بكشد يا انگلستان يا به دامن شوروى بكشد يا چين ، اين تخصص ، تخصص مهلك است ، نه تخصص سازنده .
دانشگاه در راستاى استقلال كشور و خدمت به ملت
ما مىخواهيم متخصصينى در دانشگاه تربيت بشوند كه براى ملت خودشان باشند ، نه براى كشاندن دانشگاه به طرف شرق يا طرف غرب . ما مىخواهيم كه تمام اداراتى كه در اين كشور هست و تمام جاهايى كه صنعت مىخواهند ايجاد كنند و مىخواهند اين مملكت [ وارد ] در صنعت بزرگ بشود و در علم ، ما مىخواهيم اين علم و صنعت و همه چيزها در خدمت ملت باشد ، نه در خدمت اجانب . تخصصى كه در خدمت اجانب است ضررش از همه چيزها بالاتر است . علمى كه ما را بكشد به طرف امريكا يا شوروى آن علم علم مضر است ؛ آن علمى است كه براى ملتها هلاكت مىآورد . اشخاصى كه در دانشگاه سابق تربيت شدند - الّا قليلى از آنها - اينها براى كشور ما اگر ضرر نداشتند كه داشتند ، نفعى نداشتند . ما مىخواهيم يك دانشگاهى داشته باشيم در خدمت خود مملكت ، در خدمت خود ايران ، نه دانشگاهى داشته باشيم كه در شعار اين باشد كه ما مىخواهيم كه ايران متمدن آباد داشته باشيم و رو به دروازه تمدن برويم و وقتى كه