كه براى كشور ما هست كمتر است از آن گرفتاريهايى كه براى همهء انقلابات بوده و نكتهء اساسىاش هم همين است كه اينجا اسلامى بوده است و زن و مردش در راه اسلام فداكارى كردند . از اين به بعد هم البته باز گرفتاريها هست . ما علاوه بر آن گرفتاريهايى كه بعض انقلابات داشتند ، گرفتارى جنگ هم داشتيم ؛ براى اينكه كشور ما با خيلى كشورها فرق دارد . كشور ما محل مطامع همه كشورهاى بزرگ است ؛ هم از باب سوق الجيشى ما يك وضع خاصى داريم و هم از حيث مخازن يك وضع خاصى داريم . از اين جهت ، كشور ما بعد از انقلاب به دست اين قدرتهاى بزرگ تا آن اندازه كه بتوانند ، گرفتارى دارد و اين كسانى كه در داخل هم هستند و بسته به آن قدرتهاى بزرگ هستند ، اينها هم به اين زوديها دست بردار نيستند ، لكن آنچه كه هست اين است كه ما براى اسلام قيام كرديم و براى اسلام هم تحمل مىكنيم . و من اميدوارم كه پيروز هم بشويم . و اساس را ما از بين برديم .
الگو قرار دادن پيامبر و ائمه ( ع ) در تحمل گرفتاريها
ملت ما آنكه اساس بوده است ، و آن رشتهاى كه مىدانيد ، قدرتى بزرگ بود و سلسلهء پهلوى داشتند و اخيراً ، محمد رضا به آن قدرت بود و همهء قدرتها هم از او حمايت مىكردند ، آن اساس را از بين برديد شماها ، آن تمام شد . اينها ريشههايى است كه دنبال هر انقلابى هست و بايد هم تحمل كرد و تحمل در اين امر هم براى خداست . همان طورى كه رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله و سلم - آن قدر تحمل كرد در مكه و ده سال آن قدر رنج كشيد ، تازه وقتى كه تشريف آوردند به مدينه ، كه رنجهاى مكه تمام شد ؛ رنجهاى جنگهاى پيغمبر ، آن همه جنگ در مدت ده سالى كه در مدينه تشريف داشتند و آن همه رنج كه اصحاب ايشان بردند آن همه رنج كه لشكر ايشان برد . اين حال براى ما اين قدرها تا حالا حاصل نشده است . آن رنجهايى كه براى رسول خدا حاصل شد كه در محاصره ، سه سال در يك محاصره « 1 » ، به همهء معنا بود كه حتى براى خوراك چيزى پيدا
هامش
( 1 ) - اشاره است به محاصرهء پيامبر و اصحاب ايشان در « شعب ابى طالب » توسط كفار قريش .