آنها نيست و قدرت صنعتيتان مثل آنها نيست ، لكن مىتوانيد ايستادگى كنيد . و يك ملت وقتى كه يك مطلب را باور كرد كه مىتواند انجام بدهد ، انجام خواهد داد . اساس ، باور اين دو مطلب است ؛ باور ضعف و سستى و ناتوانى و باور قدرت و قوه و توانايى . اگر ملت اين باور را داشته باشد كه ما مىتوانيم در مقابل قدرتهاى بزرگ بايستيم ، اين باور اسباب اين مىشود كه توانايى پيدا مىكنند و در مقابل قدرتهاى بزرگ ايستادگى مىكنند .
استقلال و رهايى از وابستگى در گِرو خودباورى
اين پيروزى كه شما به دست آورديد ، براى اينكه باورتان آمده بود كه مىتوانيد ؛ باورتان آمده بود كه امريكا نمىتواند به شما تحميل بكند . اين باور اسباب اين شد كه آن كار بزرگ معجزهآسا را شماها انجام داديد و چنانچه شما ملاحظه مىكنيد كه در اين دو سال در كشور ما صنعتهاى زيادى كه آنها انجام مىدادند ، خودشان انجام مىدهند و باورتان باشد كه خود ما هم مىتوانيم ، صنعتى داشته باشيم و مىتوانيم ابتكارى داشته باشيم . همين باورِ توانايى ، شما را توانا مىكند . اساس اين باور است كه آنها « 1 » از ما گرفته بودند . آنها ما را از همه چيز تهى كرده بودند ، به طورى كه افكار ما ، باورهاى ما ، همه وابستگى داشت .
اگر افكار يك ملتى وابستگى به قدرت بزرگى داشته باشد ، تمام چيزهاى آن ملت ، وابستگى پيدا مىكند . عمده اين است كه افكار شما آزاد بشود ، افكار شما از وابستگى به قدرتهاى بزرگ آزاد بشود . اگر افكار شما آزاد شد و باورتان آمد كه ما مىتوانيم كه صنعتمند و صنعتكار باشيم ، خواهيد بود . اگر افكارتان و باورتان اين باشد كه ما مىتوانيم مستقل باشيم و وابسته به غير نباشيم ، خواهيد توانست . اگر كشاورزان ما باورشان اين باشد كه ما مىتوانيم در كشاورزى به جايى برسيم كه صادر كنيم و وابسته به غير نباشيم ، بلكه ديگران به ما محتاج باشند ، مىتوانند . اگر شماهايى كه در صنعت هستيد و پرسنل صنعتى [ هستيد ] در ارتش اين باور را داشته باشيد و به تجربه اين باور را امروز داريد كه
هامش
( 1 ) - دولتهاى استعمارگر غربى .