مال اغنيا شركت دارند . كسى كه حقوق مالى خود را پرداخت نكرده است ، سهمى كه مىبايست پرداخت كند به صورت مشاع در دست اوست و در صورت عدم پرداخت به صورت تصاعدى افزايش پيدا مىكند ، تا آن جا كه اگر كليه اموالشان را هم بدهند باز بدهكارند .
ظلم خوانين و فئودالها به مردم فقير
در مورد مسأله زمين باز دقت بشود كه احياء موات شرايطى دارد . من خودم از ظلم و ستم خوانين و فئودالها اطلاع دارم كه چگونه مردم فقير را به زور به كار مىگرفتند ، چگونه با زجر و شكنجه آنها را وادار به كار مىكردند ، در اين گونه موارد اگر زمين هم احيا بشود ، آن ظالم كه مردم را به زور وادار به كار كرده است ، مالك نمىشود . اينها چنين مال جمع كرده و صاحب دهها و صدها هكتار و گاهى بيشتر زمين شدهاند . من نمىگويم كسى كه دو خانه دارد در يكى ساكن است و ديگرى را اجاره داده تا از مال الاجاره زندگى كند خانه او را بگيرند ، يا كسى كه به زحمت زمينى را آباد كرده و حالا از زمين زندگى خود را مىگذراند زمين او را بگيرند ، اما ببينيد اين ثروتهاى بزرگ چطور انباشته شده است . من احتمال اين را كه اينها حقوق شرعى خود را پرداخته باشند حتى در مورد يك نفرشان هم نمىدهم ، در مواردى اگر تمام اموالشان هم گرفته شود باز بابت حقوق شرعى بدهكارند .
وقتى در پاريس بودم عدهاى از سرمايه دارها كه حس كرده بودند ديگر رژيم سابق رفتنى است و لذا براى اين كه در حكومت بعدى هم آنها به همان گونه باشند و زندگى كنند ، پيش من آمدند كه مىخواهيم وجوه شرعى خود را پرداخت كنيم . من مقصود آنها را فهميدم و گفتم شما برويد اساس كارتان را درست كنيد ، من پولى از شما نمىگيرم . الآن هم عدهاى هستند كه مىروند مثلًا صد هزار تومان به يكى از آقايان مىدهند كه اين حقوقى است كه شرعاً به عهده من است و آنها هم مىگويند بله فلانى وجوه شرعى خود را پرداخته است ، در حالى كه اين شخص 50 ميليون تومان از اين بابت بدهكار بوده