بعد هم تا آخر همين طور . شما هم از اين طرف مىگوييد كه اين مسائل هيچ نيست در آنجا ؛ بلكه آنها دارند ما را داغ مىكنند و ما را شكنجه مىدهند .
آنها پاسبانها را دارند كتك مىزنند و پاسبانها به آنها حرفى نمىزنند . اين مسأله بايد براى مردم روشن بشود ، بايد گفته بشود به مردم . آن آقايانى كه آمدند و حبسها را ديدند باز تا حالا نيامدند پيش من كه مسائل را به من درست بگويند . جسته و گريخته من بعضى وقتها از - مثلًا - اشخاص محترم مىشنوم كه مسائل ، مسائل دروغ بوده ، اين طور نبوده ؛ بله گاهى اتفاق افتاده است براى كسانى كه در حبس كذا بودهاند ، يك همچو چيزهايى گاهى اتفاق افتاده . وقتى شما گرفتار يك جمعيتى هستيد كه خودشان خودشان را بيهوش مىكنند و داغ مىكنند براى اينكه گردن شما بگذارند و وقتى شما گرفتار يك جمعيتى هستيد كه بچههاى كوچكشان در خيابانها مىآيند و فرياد مىزنند ، براى اينكه مردم را وادار كنند كه با آنها مقابله كنند ، توقع اين را نداشته باشيد كه آرام و راحت در آنجا باشيد . شما بايد توقع اين را داشته باشيد كه هر روز همين بساط را داشته باشيد و زيادتر از اين هم داشته باشيد . لكن كار ، يك كار مهم شريفى است ؛ براى اينكه هم قضاوت در عين حالى كه بسيار شغل مهم شريفى است ، لكن خوب ، خطر براى قاضى دارد و مسأله خطرناكى است و هم زندانبانى و رئيس زندان شدن و پاسدار در زندان شدن و اينها هم همهاش از چيزهاى مشكل است . سر و كار با يك عدهاى كه به هيچ چيز پايبند نيستند ، آنهايى كه مىخواهند اصل و اساس را از بين ببرند ، سر و كار با اينها هست ، وقتى سر و كار با اينها هست ، با آنهايى كه به اين انقلاب اسلامى هيچ عقيده نداشتند و نخواهند داشت و اين انقلاب اسلامى را مضر به حال خودشان و اربابانشان مىدانند ، شما سرو كارتان با اينهاست ، توقع اين را نداشته باشيد كه آنها مثل يك اشخاص عادى با شما رفتار كنند .
زندان محل تربيت افراد مجرم
اين مسائل واقع مىشود . لكن شما كوشش كنيد كه همين طورى كه مىگوييد كه ما رفتارمان خوب است ، رفتار را خوب كنيد با اينها . آنهايى كه مىشود واقعاً آنها را