تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
ملت خوف اين بود كه از دست برود ، همه چيزش ، همهء قواى خارجى ريختند به ايران ، يعنى از همهء دسته‌ها آمدند ، ولى مردم شادى مىكردند براى اينكه رضا خان رفت ، تمام آن چيزها را تحمل مىكردند و شادى مىكردند كه رضا خان رفت . اول كسى كه به من گفت يك نفر بود كه توى خيابان داشتم مىرفتم مژدهء اين را داد كه رضا خان رفت . اين مژده‌اى بود براى آنها ، چرا ؟ براى اينكه رضا خان نيامده بود كه به ملت خدمت كند ، آمده بود و ملت را در قيد و اسارت قرار داده بود و زمان محمد رضا هم همين مسائل بود . آن روزى كه محمد رضا رفت ، خوب ، شما ديديد كه خيابانها چه بساطى داشتند . و اين براى يك انسان كه بخواهد ارزش انسانى داشته باشد - البته آنها كه نمىخواستند اين را - تمام ارزش انسانى به اين است كه آنهايى كه اين دارد بر آنها حكومت مىكند ، از او راضى باشند و دلگير باشند از اينكه از بين رفته است . وقتى كه يكنفر آدم اين جور معامله كرده است كه همچو كه مىرود تمام خيابانها به هم مىريزد و شادى مىكنند و گل مىپاشند ، با حالا شما مقايسه كنيد ، حالايى كه شما همه‌تان در پيش ملت برادر هستيد ، همه با هميد ؛ يعنى ، شما آنها را به برادرى پذيرفتيد ، آنها هم شما را به برادرى پذيرفتند . همهء ملت در يك مشكلى كه براى دولت پيش مىآيد همراهى مىكنند ، در يك مشكلى كه براى ارتش پيش بيايد همراهى مىكنند ، همه‌شان با هم هستند . اين ارزش است از براى يك گروهى كه مىخواهند در يك مملكتى پاسدارى كنند از مملكت . مع الأسف ، اصل الفاظى كه آن وقتها بود « پاسبان » ، « ژاندارم » ، اين الفاظ اصلًا محتوا نداشت . پاسبان آن روز « پاسبان » نبود ؛ اشخاصى بودند كه به مردم زور مىگفتند و چه مىكردند . ژاندارم ، ژاندارم نبود ؛ اشخاصى بودند كه در راهها مردم را لخت مىكردند ، به عوض دزدها ! با دزدها رفيق مىشدند . همين امروز من خواندم ، در يكى از اخبار خارجى ، گفته بود كه پاسدارها ژاندارمرى را اجاره مىدادند ، براى اينكه آنها از مردم چيز بگيرند ، اين مبلغ را بايد بدهند ! سابق هم استاندارىها اين طور بود . استاندارى هر استانى اجاره مىشد ! فلان كس كه مىخواهد استان خراسان را بگيرد ، چه قدر خراسان سعه دارد و چه قدر مىشود از آنجا دزدى كرد و چپاول كرد ، به همان نسبت بايد يك مقداريش را به صدر اعظم