توجهشان درست نباشد و بازى بخورند از اين بازيگرها . اين نويسندهها بازيگرند ! اين قلمهايشان قلمهاى بازيگرى است . اينها با هر حيلهاى كه هست مىخواهند اين ملت را دلسرد كنند ، و به اين ملت بگويند كه تغييرى نكرده ، همان بوده است كه هست . حالا هم همهء اين ارگانها همان است ؛ و شما كه جمع شدهايد و رأى دادهايد به رئيس جمهور و رأى دادهايد به جمهوريت اسلامى و رأى دادهايد به وكلاى خودتان ، همانها را شما آوردهايد و سركار گذاشتهايد ! همان بساط سابق است ! اينها هم همان كارها را دارند انجام مىدهند . اين را همه مىدانيد دروغش را ، لكن من خوف اين را دارم كه بعضيها توجه نداشته باشند ، بعضى مسائل را باور كنند .
و باز من تكرار مىكنم كه نارساييها داريم ، و زياد است ؛ لكن شما توقع نداشته باشيد [ كشورى ] كه در طول تاريخ و خصوصاً اين پنجاه سال آخر با تمام قوا كوشش كردهاند كه [ كشور را ] وابستهاش كنند و از بين ببرند و همه چيزش را فاسد كنند و جوانهاى ما را فاسد كنند ، ما بتوانيم و شما بتوانيد و دولت بتواند در ظرف يك مدت كمى ، يك سالى ، دو سالى ، همهء اين كارها را انجام بدهد . خصوصاً با اين توطئههاى عظيمى كه هست ، و گرفتارى اين جنگ ، كه از قرارى كه شنيدم بعضى از برادرهاى جنگزدهء ما هم در اين مجلس هستند . شما مىدانيد كه كشور ، به اين عرض و طول و بزرگى كه همه جايش را خراب كردند ، كشاورزيش را با اسم اصلاحات خراب كردند ، كارخانههاى ما را همه را وابسته كردند ، تمام شئون ما ، فرهنگ ما ، اقتصاد ما ، ارتش ما ، همه وابسته بودند ، شما تا حالا اعجاز كردهايد كه اين قدر هم عمل كردهايد . اين قدرى كه اين ملت - كه كمك كار دولت و همهء ارگانهاى دولتى است - اين قدر عملى كه تا حالا كرده است جزء معجزات است . در طول پنجاه سال آن خرابيها شد و عمران و اينها مختصرى شد ؛ و در طول دو سال آن همه كارها و خدمتها در همهء كشور ، خصوصاً روستاها كه مَنْسى « 1 » بودند و هيچ كس به آنها اعتنا نمىكرد و آنها را جزء اين ملت حساب نمىكردند . امروز در تمام اين
هامش
( 1 ) - فراموش شده .