تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
ايران فرقى ندارند ، جز اين معنا كه آنها آن طورى تربيت شدند و خودشان را آن جورى درست كردند ؛ و ماها را اين طورى تربيت كردند . ما را يك موجودات مهملى بار آوردند . خوب ، تا كى ما بايد اين تحمل را بكنيم كه ما يك موجودات مُهْمَلى هستيم ، و بايد از اربابها پيش ما برسد ؟ حتى نانمان را آنها بدهند و گوشتمان را آنها بدهند ؛ اداراتمان را آنها درست كنند ؛ ارتشمان را آنها . اين بايد يك آخرى داشته باشد . نمىشود كه هميشه انسان انگل باشد به غير . و عمده اين است كه ما باور كنيم كه خودمان مىتوانيم . اول هر چيزى ، اين باور است كه مىتوانيم اين كار را انجام بدهيم . وقتى اين باور آمد ، اراده مىكنيم . وقتى اين اراده در يك ملتى پيدا شد ، همه به كار مىايستند ، دنبال كار مىروند . در هر صورت ، اين باور را بايد از گوش [ و ] مغز خودمان بيرون كنيم . و كسانى كه گوينده هستند ، كسانى كه نويسنده هستند ، كسانى كه فرض كنيد در ادارات هستند و اطلاعات دارند ، اين مطلب را به مردم بباورانند . همان طورى كه آنها با تبليغات خودشان در طول چند صد سال تقريباً اين مطلب را در شرق بوجود آوردند كه ما تا طرف غرب ، تا طرف شمال نرويم ، طرف شرق نرويم ، كار نمىتوانيم انجام بدهيم . اين يك باورى بوده است كه نويسنده‌ها [ و ] گويندگان آن وقت همهء آنها در تعقيب اين بودند . يك عده‌اى با اينكه حسن نيت داشتند ، عقيده‌شان اين بود كه بايد اين طور بشود . حالا هم خيلىها عقيده‌شان اين است كه ما بايد يك پيوندى داشته باشيم ، با اينكه حسن نيت دارند . يك عده هم وابسته بودند ، اجير آنها بودند ، براى اينكه اين مسأله را دامن به آن بزنند . حالا كه يك مملكتى شده است كه آن چيزى را كه در نظر [ كسى ] امكان نداشت و هيچ كس احتمالش را نمىداد كه امريكا را كه داراى همه چيز هست ، داراى قدرت اول دنياست تقريباً ، يك ملت كوچكى كه آن همه تبليغات كردند و آن همه وابستگى بايستد و امريكا را بيرونش كند - اين مسأله‌اى بود كه به نظر خيليها امكانش نبود . من بر نخوردم به شخصى كه بگويد كه نه مىشود ، يا ساكت بود ، يا مىگفت نمىشود . خوب ، ديديد كه وقتى ملت خواست ، شد . يك ملت وقتى يك چيزى را بخواهد ،