ديگرى جدا نيستند ، و همهء آنها زير پرچم اسلام و زير پرچم توحيد بايد باشند . اينهايى كه با اسم مليت و گروهگرايى و ملى گرايى بين مسلمين تفرقه مىاندازند ، اينها لشكرهاى شيطان و كمك كارهاى به قدرتهاى بزرگ و مخالفين با قرآن كريم هستند .
طرفدارى از اعراب و رسوايى حزب بعث
به حمد اللَّه مشت اين حزب بعث عراق باز شد كه اين ادعاها كه مىكند كه من براى عرب چه هستم و براى قدرت عرب و براى ملت عرب چه هستم . مشت او باز شد كه در خوزستان با عربها بيشتر مقابل شد . كشتارهايى كه به وسيلهء اين حزب منفور و صدّامِ كافر بر برادرهاى اعراب ما وارد شده است بيشتر از آن است كه بر برادرهاى عجم ما وارد شد .
اگر اين مرد فاسق و كافر « 1 » در ادعاى خودش راست مىگفت ، نبايد مراكزى كه مجتمع عرب است ، زن و بچه ، پير و بُرنا « 2 » را اين طور سركوبى كند . و چنانچه با عجم دشمنى داشت ، چرا عرب را بيشتر مورد هجمه قرار داد ؟ اين مشت او را باز مىكند كه نه ، مسئلهء عرب نيست ، مسأله نوكرى ابرقدرتهاست . اين طور نيست كه او بخواهد ملت عرب را نجات بدهد . از چى نجات بدهد ؟ از اسلام نجات بدهد ؟ ! ملت عرب ، سالهاى طولانى همان طورى كه عجمها و ايرانيها - غير عربشان - سالهاى طولانى در زير قدرت شيطانى ابرقدرتها به وسيلهء حكومت فاسد پهلوى در رنج و عذاب بودند و بعد از اينكه آنها به واسطهء قيام ملت ما - عرب و عجم و همهء قشرها - آنها به جهنم رفتند . تمام ملت ما زير سايهء اسلام و در جمهورى اسلام بودند ، و در تحت جمهورى اسلام و پرچم لا إله الا اللَّه كسى در رنج و عذاب نبايد باشد و نبود . لكن منحرفينى كه نوكرهاى اجانب هستند ، با اسمهاى مختلف براى اين مملكت - كه مملكت اسلامى است و عرب و عجم و فارس و غير فارسش در كنار هم برادروار زندگى مىكنند - نقشههاى آنها اين است كه اين برادرها را از هم جدا كنند و اختلاف ما بين اينها بيندازند . و بعد همهء داراييهاى اينها را از بين ببرند
هامش
( 1 ) - صدام حسين ، رئيس رژيم حاكم بر عراق
( 2 ) - جوان .