بيدار بشويد ! چرا اين قدر خوابيد ؟ اى سران ، چرا اين قدر خوابيد ؟ چرا چشمهايتان را باز نمىكنيد ؟ هر كه ، هر جا صحبت مىكند ، به ضد هم صحبت مىكند . هر جا مىنويسد به ضد هم مىنويسد . بايد بيدار بشويم ما . اگر - خداى نخواسته - جدا كردند روحانى را از ملت ، جدا كردند ارتشى را از ملت و هر كدام را على حدّه كردند و آن طورها كه مىخواهند انجام بدهند كردند ، ارتش را منحلش بكنند به واسطهء يك تبليغاتى ، روحانى را كنار بزنند و منزوى كنند به واسطهء يك تبليغاتى ، اگر يك همچو كارى بكنند ، ديگر نه بازارى از او كارى مىآيد كه انجام بدهد و نه دانشگاهى . تا شما با هم مجتمع هستيد ، تا با هم هستيد ، مىتوانيد كار بكنيد .
يكى از مَثَلهاى ديگرى كه در بين مردم هست ، بايد عرض بكنم . يك كسى كه مىخواست ، يك پدرى كه مىخواست بميرد ، چند تا پسر داشت . هفت - هشت تا پسر داشت . خواستشان ، يك چوبهايى هم تهيه كرده بود . يكى از اين چوبها را داد ، گفت : اين را بشكن ، شكستش . دوتا را گذاشت پهلو [ ى ] هم ، گفت : اينها را هم بشكن ، شكستش . بعد ، آن هفت - هشت تايى كه به عدد بچههايش بود پهلو [ ى ] هم گذاشت . گفت : اينها را بشكن . هر چه زور زد ، نشكست . گفت شما عددتان به عدد اين چوبهاست . اگر يكى يكى باشيد ، شكسته مىشويد . اگر دوتايتان يك طرف و چهار تايتان يك طرف باشد ، شكسته مىشويد . اگر همهتان با هم باشيد ، مثل اين چوبها ، كه همه با هم باشند ، هيچ كسى نمىتواند بشكند شما را .
اگر روحانى تنها باشد مىشكنندش ، اگر ارتشى تنها باشد مىشكنندش ، اگر مردم تنها باشند مىشكنندشان ؛ آن كه آسيب بردار نيست آن است كه همهء قوا با هم باشند . حرفش را مىزنند ، عملش بر خلافش است . هر كدام صحبت مىكنند ؛ از اتحاد صحبت مىكنند ، لكن در عمل ، اين عمل را انجام نمىدهند . چه شده شما را ؟ ! پيروز شديد ؟ شمايى كه الآن لشكر كفر بهتان حمله كرده ، شمايى كه الآن در سوسنگرد آن بساط را داريد ، در آبادان آن بساط را داريد ، در اهواز آن بساط را داريد ، نبايد به خودتان بياييد كه ديگر توى روزنامهتان اين غلطها را نكنند ؟ ! روزنامهها مىخواهند كه من يكوقت صدايم
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٥٢