طرح مسائل سياسى - اجتماعى در مجالس عزادارى
لكن اين به آن معنا نيست كه ما در آن مسألهاى كه همه با هم بايد مجتمع بشويم براى كوبيدن ابرقدرتها ، از آن مسأله دست برداريم و برويم اين كار را بكنيم . نخير ، هر دو را بايد بكنيم . مجالس سر جاى خودش بايد باشد و مجالس عزا بايد باشد و اهل منبر بايد اين شهادت امام حسين - سلام اللَّه عليه - را زنده نگه دارند و ملت بايد با همهء قدرت اين شعائر اسلامى را ، خصوصاً اين را ، زنده نگه دارند . با زنده نگه داشتن او ، اسلام زنده مىشود :
انا مِنْ حُسَيْن « 1 »
كه روايت شده است كه پيغمبر فرموده است ، اين معنايش ، معنا اين است كه حسين مال من است و من هم از او زنده مىشوم . از او [ نقل ] شده است .
اين همه بركات از شهادت ايشان است ، با اينكه دشمن مىخواست آثار را از بين ببرد ؛ آنها درصدد بودند كه اصل بنى هاشمى در كار نباشد . « لَعِبَت هاشمُ بالكذا » « 2 » اين حرف بود . آنها مىخواستند اصل اسلام را ببرند و يك مملكت عربى درست كنند و اين كارشان اسباب اين شد كه عرب و عجم و همه ، همهء مسلمين توجه پيدا كردند كه نه ، قضيه ، قضيهء عربيّت و عجميّت و فارسيّت و اينها نيست ، قضيهء خدا و اسلام است .
اين مجالس را حفظ كنيد . همهء مجالسى كه اجتماعات دينى است ، اجتماعات اسلامى است ، اينها اسلام را در قلوب ما زنده نگه مىدارد . جماعات را حفظ كنيد . جمعه را حفظ كنيد . اعياد اسلامى را ، شعايرى كه در آن هست ، حفظ كنيد و مجالس عزا را با همان شكوهى كه پيشتر انجام مىگرفت و بيشتر از او ، حفظ كنيد و اهل منبر - ايّدهم اللَّه تعالى - كوشش كنند در اينكه مردم را سوق بدهند به مسائل اسلامى و مسائل سياسى - اسلامى . مسائل اجتماعى - اسلامى و روضه را دست از آن برنداريد كه ما با روضه زنده هستيم .
هامش
( 1 ) - حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمود : «
حُسَيْنٌ مِنّى وَ انَا مِن حُسَيْن »
حسين از من است و من از حسينم . بحار الانوار ، ج 43 ، ص 261 ، ح 1
( 2 ) - اصل اين بيت چنين است :لَعِبَت هاشِم بالمُلكِ فلا * خبرٌ جاءَ و لا وحىٌ نزَليعنى آل هاشم با سلطنت و ملك بازى كردند و نه خبرى از غيب آمد و نه وحى نازل شد . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 143 و 144