رأس هستند اشخاص ناظر بفرستند ، همه جا را تحت نظر بگيرند ؛ براى اينكه اگر - خداى نخواسته - از چهار نفر يك امر خلاف قاعدهاى ، يك امرى كه در زمان سابق اتفاق مىافتاد ، بست و بند با خانها و كوبيدن مردم اتفاق مىافتاد ، اگر حالا در چهار جا اتفاق بيفتد ، همهتان بدنام مىشويد ؛ براى اينكه مردم ذائقهشان تلخ است و اگر ببينند كه در چهار جا يك فسادى ايجاد شده است و يكى از كارهاى سابق انجام گرفته است ، همهء شما را مردم محكوم مىكنند .
بنا بر اين ، همهء شما موظفيد كه از آن چيزهايى كه بر خلاف واقع است ، هم خودتان را حفظ كنيد و هم ديگران را . اگر كارى كردند ، به سران ژاندارمرى اطلاع بدهيد كه آنها جلوگيرى بكنند تا اين ذائقه تغيير بكند . البته بسيار تغيير كرده است ؛ يعنى ، بسيار جلو رفته است اين تغيير . و لهذا ، شما الآن وقتى كه در جمعيتها مىرويد ، مردم براى شما شعار مىدهند . كى همچو مسائلى سابق بود ؟ مردم پشت به آنها مىكردند . اگر با زور هم مىآوردندشان يك جايى كه يك - فرض كنيد كه - اشخاصى بودند ، آنها با زور بودند و [ با ] جمع همراه نبودند . در هر صورت ، الآن ما و شما و همهء ملت خدمتگزار به اسلام و خدمتگزار به كشور هستيم و بايد همه مجتمعاً با دست واحد ، همه يكدست خدمت به اين كشور بكنيم تا اينكه ان شاء اللَّه اين كشور به قدرت كاملهء الهى به پيش برود و شما سرافراز باشيد و كشور ما سرافراز باشد .
حفظ مملكت در پرتو نظم و انسجام نيروهاى مسلح
نكتهاى كه مىخواهم عرض بكنم و اين اختصاص به شما ندارد ، اين يك امر عامى است نسبت به همهء قواى مسلّحه اينكه اين طور توهّم نشود كه حالا ما آزاد هستيم و آزاد شديم و آن زد و بند و زد و خوردهايى كه پيشتر بود ، نيست و آن كتكها و حبسها نيست و آن اعدامها نيست ، حالا بايد انضباط هم نداشته باشيم . اگر يك قواى مسلّحهاى بىانضباط باشد ، يعنى ، چنانچه فرمانده حكم كرد ، اجرا نكند ، اگر آن طبقهء بالايى ، كه صاحبمنصبند ، يك امرى را گفتند ، اينها اجرا نكنند ، اگر اين طور باشد ، انسجام از بين