جانتان را در طبق اخلاص گذاشتيد و هديه كرديد . براى شكم رفتيد اين كارها را كرديد كه حالا مىخواهيد تقسيم كنيد ؟ ! تقسيمى تو كار نيست .
و الا بودن ارزش فداكارى در راه خدا
از خدا بخواهيد ، از خدا اجر بخواهيد . اين چيزهايى كه در دنياست اجر اين نيست كه شما جانتان را فدا كرديد و در طَبَق اخلاص گذاشتيد . حالا عوض اينكه جانتان را فدا كرديد يك خانه مىخواهيد . يك دكان مىخواهيد ، يك پست مىخواهيد ، اصلًا مىشود اين عوض او باشد ؟ ! كسى كه همه چيزش را ، خودش را ، جوانش را همه چيزش را فدا كرده است ، اين حالا بيايد بگويد كه يك خانهاى بدهيد عوض اين ، اين عوض دارد اصلش ؟ ! اين فداكارى [ را ] جز خدا كسى نمىتواند عوض بدهد . اگر همهء اين دنيا را به شما بدهند ، عوض او نيست ، آن حال را حفظ كنيد ، برگرديد به آن حال ، دوباره شما تحت رهبرى شيطان نباشيد ، ولىّ شما طاغوت نباشد . آن حال اگر حفظ بشود ، الآن هم شما ، همان ولايت خدا در شما حكومت مىكند ، و هيچ چيز هم عوض اين نمىشود .
شمايى كه مىرويد در كردستان و فداكارى مىكنيد ، اين فداكارى در دنيا عوض ندارد كه شما عوض بگيريد . اگر توى ذهنتان آمد برويم يك عوضى بگيريم ، معلوم مىشود براى خدا نبوده ، براى دنيا بوده . اگر قضيهء تقسيم اموال است ، اين معلوم شد مال دنيا بوده كه حالا مىخواهند تقسيم اموال بكنند . در جنگ « حنين » كه مسلمين پيش بردند و غنايمى به دست آوردند ، پيغمبر اكرم - صلى اللَّه عليه و آله و سلم - تمام اين غنايم را داد به همين اهالى مكه و ابو سفيان و امثال اينها ، همهء غنايم را به آن كسانى كه مخالفش بودند داد .
بعضيها گله كردند كه آخر مثلًا چه ، ما هم بوديم ، فرمود كه شما حاضر نيستيد كه آنها شترها را ببرند و شما پيغمبر همراهتان باشد ؟ آنها شتر بردند ، قسمت شما پيغمبر است .
حيف است انسان فداكارى بكند ، آن وقت شتر بخواهد . « 1 » شما كه الآن بعضىتان در ، شايد خودتان هم بوديد در كردستان ، و آن وقايع كردستان و آن فداكاريها ، حالا كه
هامش
( 1 ) - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 142 .