تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
ميزانى كه خداى تبارك و تعالى براى معرفى مؤمنها و غير مؤمنها فرموده است ، در خودمان هست يا نيست . به مجرد اينكه من يا شما ادعا كنيم كه ما مؤمن به اللَّه هستيم ، تا آن محكى كه خداى تبارك و تعالى قرار داده است در ما نباشد يك ادعاى پوچى است . ببينيم كه ما از اولياى خدا هستيم و خدا ولىّ ماست ، يا از اولياى طاغوت هستيم و طاغوت ولىّ ماست . اگر از اين گرفتاريهاى عالَم طبيعت ، از اين ظلمتهاى عالَم طبيعت ، شما ديديد كه خارج شديد ، علاقه‌هايى كه انسان به اين عالم طبيعت دارد ، اين علاقه‌ها برداشته شده است يا كم شده است . اگر شما خودتان را يافتيد كه هر كارى مىخواهيد بكنيد براى خدا مىخواهيد بكنيد ، حكومت اللَّه در شما و در قواى شما سلطه دارد . شما همه چيزتان ، تمام اعضا و قوايتان فرمانبردار حكم خداست . چشم شما چنانچه حجاب داشته باشد و به چيزهايى كه نبايد نظر بكند نظر بكند ، اين علامت اين است كه طاغوت ولىّ است ، و اگر چنانچه چشم احتراز كند از آن چيزهايى كه موجب ظلمت قلب مىشود ، اللَّه ولىّ است . محك بزرگى است كه هر كس خودش را مىتواند بشناسد . مىتواند بفهمد كه اين ايمانى كه ادعا مىكند ، همان ادعاست يا خير ، نور ايمان در قلب او وارد شده است و ظلمتها همه بر كنار شده است . ما ، هر كس ، در هر جا كه هستيم و شما در هر محلى كه هستيد ، چه در بازار باشيد و چه در مدرسه و چه سپاه پاسداران باشيد ، و چه قواى انتظاميهء ديگر و چه رئيس جمهور باشيد يا وزير باشيد يا وكيل باشيد يا ساير قشرهاى ديگر ، اين حكم عمومى ، اين ميزان عمومى ، اين محكى كه براى عموم است در اين معنا ، اين محك را بايد ما خودمان پيش خودمان ، وقتى كه در شب خلوت هست و شما فارغ هستيد ، فكر كنيد كه آيا قلب شما يك قلب نورانى متوجه به نور است ، يا يك قلب ظلمانى متوجه به آمال شيطانى يا اللَّه است يا طاغوت . اين از اين دو حال خارج نيست : يا حكومت در ما ، حاكم در ما اللَّه است يا حاكم در ما طاغوت است . چنانچه ما توجه‌مان به اين دنيا و به اين مسائلى كه بر ما عرضه مىشود در دنيا ، توجه‌مان به عالَم طبيعت است ، هر چه مىخواهيم براى خودمان مىخواهيم ، هر كارى مىكنيم خدا در كار نيست ، ما از طاغوتيم و اولياى ما هم طاغوت است . و چنانچه خودمان را تهذيب كنيم ، خودمان را تربيت كنيم ، و از اين