شغلهاى بدى را . مثلًا شما ملاحظه كنيد در كردستان ، يك دستهاى از مردم هستند كه اينها تابع اجانب هستند و به مملكت خودشان خيانت مىكنند ، و به افرادى كه در محيط خودشان و از جنس خودشان هستند ، خيانت مىكنند و دستهبندى مىكنند ، براى اينكه مردم را ناراحت كنند . و ديديد كه در اين مدتى كه گذشت بر اينها ، چه جناياتى كردند و چه غارتگريهايى از همانهايى كه مىگويند ما طرفدار آنها هستيم ، ادعا مىكنند كه ما طرفداريم ، طرفدار خلق هستيم ، لكن مىروند خرمنهاى آنها را آتش مىزنند ، خانههاى آنها را خراب مىكنند . حالا هم كه شكست خوردهاند ، از قرارى كه اطلاع مىدهند ، شروع كردهاند به اذيت و آزار مردم و غارتگرى و كارهاى رذالت ديگر . يكى هم شغل پاسدارى را براى خودش انتخاب مىكند . يكى هم شغل ژاندارمرى را براى خودش انتخاب مىكند . يكى هم شغل ارتش را انتخاب مىكند . اينها اگر به وظايف خودشان عمل كنند ، به وظايف انسانى خودشان عمل كنند ، به اعتبار اينكه خدمتگزار اسلام هستند ، خدمتگزار مملكت اسلامى هستند ، حافظ كشور هستند ، شغلشان يك عبادت است . و اگر خداى نخواسته كشته شدند ، يك شهادت . اشخاصى كه الآن در اين كردستان كشته شدهاند ، و مع الأسف زياد هم هستند ، از سپاه پاسداران ، از ژاندارمرى ، از لشكريها و آنها و از ساير مردم ، اين بسيار موجب تأسف من است كه يك دستهاى اين طور از انسانيت دور باشند كه جمعيتى كه ، ارتشى كه آمده است براى حفاظت آنها ، براى حفاظت كشور آنها و پاسدارانى كه آمدهاند براى حفاظت شهر آنها ، براى حفاظت مملكت آنها ، آنها در عين حالى كه در گفتههايشان مىگويند كه ما مىخواهيم با ارتش همراه باشيم و برويم و سرحدات را حفظ كنيم ، راه نمىدهند به اين ارتش كه برود سراغ سرحدات ، كه سرحدات در خطر هست . اين چه جور جمعيتى هستند ؟ چقدر انسان بايد متأسف باشد از اين مردم كه اين طور تربيت شدهاند و اين طور از انسانيت دور شدند ، و يك حال سبعيت به خودشان گرفتهاند كه اصلًا نصيحت به آنها هيچ اثر ندارد . من از اول اين بساطى كه اينها درآوردند نصيحت كردم آنها را . سفارش كردم به ارتش ، به سران ارتش سفارش كردم ، به سران ژاندارمرى كه با مسالمت رفتار كنيد با آنها . با خشونت رفتار
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٨٧